آنهاست تا در كارهاى خدا و امور مهمى كه مخصوص پروردگار تواناست دخالت و چون و چرا كنند ؟
سپس خداوند با سخريه و استهزا به آنها مىگويد : اگر تدبير كارهاى جهان در دست آنهاست و حكمت و دانش آن را دارند كه بدانند چه فردى شايستهتر به مقام نبوت است ، پس از راههاى آسمان بالا روند . تا به عرش برسند و بر آن قرار گيرند و كارهاى جهان را اداره كنند و وحى را به هر كس كه پيامبرى برگزيدهاند ، فرو فرستند .
جُنْدٌ ما هُنالِكَ مَهْزُومٌ مِنَ الْأَحْزابِ
؛ سپس خداوند از وضعيت و عاقبت آنها خبر مىدهد و مىفرمايد :
« جُنْدٌ ما هُنالِكَ »
يعنى اينان سپاهيان ناچيزى بيش نيستند و از جملهء كافران و گروههايى هستند كه همواره عليه خدا و پيامبرانش حزب تشكيل مىدهند و به زودى ، مانند احزاب پيش ، شكست خواهند خورد ، بنا بر اين از آنها باكى نداشته باش .
حرف « ما » در عبارت
« جُنْدٌ ما »
زايد است و به طريق سخريه و استهزاء به معناى استعظام است . چنان كه امرء القيس گفته است : و حديث ما على قصره « 1 » .
اسم اشارهء « هنالك » اشاره به موقعيتى است كه كافران خودشان را در آن قرار دادند و خود را براى گفتن چنين گفتار عظيمى شايسته دانستند ، چنان كه به فردى كه عهدهدار كارى بشود و شايستگى آن را نداشته باشد مىگويند : لست هنالك ، تو شايستهء آن مقام نيستى ، برخى گويند : اشاره به قتلگاه آنهاست كه تفسير و تأويلش در جنگ بدر آشكار شد .
وَ فِرْعَوْنُ ذُو الْأَوْتادِ
؛ عبارت
« ذُو الْأَوْتادِ »
كنايه از ثبات و استحكام سلطنت فرعون است چنان كه اسود گفته است : و لقد غنوا فيها بأنعم عيشه - فى ظلّ ملك ثابت
هامش
( 1 ) - گفتار يا نامهء مهمى با كوتاهيش .