تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 310

مساهمون:

ص٣١٠
أَصْطَفَى الْبَناتِ عَلَى الْبَنِينَ
؛ كلمهء « أصطفى » در اصل : أ اصطفى ، بوده است كه همزهء استفهام بر همزهء وصل داخل شده و همزهء وصل حذف شده است مانند اين شعر ذى الرّمه :
استحدث الرّكب عن اشياعهم خبرا * ام راجع القلب من أطرا به طرب
در اين جا كلمهء « استحدث » در اصل : أ استحدث ، بوده است .
ما لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ
؛ چه چيز باعث شده است كه شما براى خدا به دختران حكم كنيد و براى خودتان به پسران .
أَ فَلا تَذَكَّرُونَ
؛ آيا انديشه نمىكنيد كه چنين سخنى را نگوييد .
أَمْ لَكُمْ سُلْطانٌ مُبِينٌ
؛ آيا حجت و دليلى از آسمان براى شما نازل شده است كه ملائكه دختران خدا هستند ؟ بنا بر اين آن كتابى را كه در اين خصوص از آسمان براى شما فرستاده شده است بياوريد .
وَ جَعَلُوا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ الْجِنَّةِ نَسَباً
؛ و چون آنها گمان مىكردند كه فرشتگان ، دختران خداوندند ، با اين حرف جنسيّت جامع و همانندى براى خدا و فرشتگان ، ثابت كردند . و چون فرشتگان از ديده پنهانند و با چشم ديده نمىشوند ، « جنّه » ناميده شده‌اند . برخى از مفسّران گويند : اين عبارت سخن زنديقان است كه مىگفتند : خداوند خالق خير و شيطان خالق شرّ است .
وَ لَقَدْ عَلِمَتِ الْجِنَّةُ إِنَّهُمْ لَمُحْضَرُونَ
؛ فرشتگان مىدانند كه آنها دروغ مىگويند و به سبب همين دروغ و تهمتشان براى عذاب در آتش احضار مىشوند .
سُبْحانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ
؛ سپس خداوند خودش را از آنچه به او نسبت داده‌اند پاك و منزّه مىكند .
إِلَّا عِبادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ
؛ اين عبارت ، استثناى منقطع از « واو » در « يصفون » است ، يعنى مشركان خداوند را به چنين چيزهايى توصيف مىكنند ، ليكن مخلصان و بندگان خالص ، خدا را از اين گونه صفتها پاك و منزّه مىدانند .
تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 310 | الشيخ الطبرسي / شادمهرى