الثّنايا « 1 » كه در تقدير انا بن رجل . . . بوده است . و مقصود از « مقام معلوم » جايى است در آسمانها كه مقرّر شده فرشتگان در آن جا خداوند را عبادت كنند ، يا مقصود اين است كه در عبادت مقام و اندازهء معيّنى است كه خداوند به آنها دستور داده است و از آن تجاوز نمىكنند چنان كه در روايت آمده است كه بعضى از فرشتگان هميشه در سجودند و ركوع نمىكنند و بعضى در ركوعند و قيام نمىكنند .
لَنَحْنُ الصَّافُّونَ
؛ « صافّون » يعنى هميشه در حال صف هستيم و مقصود اين است كه با قدمهايمان براى نماز صف بستهايم و يا معنا اين است كه با بالهاى خود در اطراف عرض صف بستهايم و مؤمنان را دعا مىكنيم و يا منظور اين است كه در هوا صف بستهايم و منتظر دستورهاى خداونديم .
برخى گويند : از هنگامى كه اين آيه نازل شد ، مسلمانان در نماز صف بستند و هيچ ملّتى جز مسلمانان در نماز صف نمىبندند .
وَ إِنَّا لَنَحْنُ الْمُسَبِّحُونَ
؛ مقصود از « مسبّحون » نمازگزاران ، يا يادكنندگان خداوند به پاكى است .
وَ إِنْ كانُوا لَيَقُولُونَ
؛ حرف « إن » در اين جا مخفّفهء از مثقّله است و مقصود مشركان قريشند كه مىگفتند « لو أنّ عندنا ذكرا » اگر كتابى از كتابهاى رسولان پيشين ، مانند تورات و انجيل ، پيش ما بود قطعا عبادت خود را خالص براى خدا انجام مىداديم و هيچ مخالفتى نمىكرديم . پس قرآن ، كتابى كه بزرگترين كتابهاى آسمانى و در ميان آنها معجزه بود ، براى مشركان آمد .
فَكَفَرُوا بِهِ فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ
؛ پس آنها به قرآن كافر شدند و به زودى عاقبت و نتيجهء كفر خود را خواهند دانست .
وَ لَقَدْ سَبَقَتْ كَلِمَتُنا . . .
؛ مقصود از « كلمه ، عبارت « إنّهم لهم المنصورون و إنّ جندنا
هامش
( 1 ) - من فرزند مردى هستم كه شجاعت او آشكار است و براى كارهاى سخت برگزيده مىشد .