به نام او اصابت كرد و او را در دريا افكندند .
فَالْتَقَمَهُ الْحُوتُ وَ هُوَ مُلِيمٌ
؛ پس ماهى بزرگى او را بلعيد ( يك لقمه كرد ) در حالى كه او ، چون بدون دستور خداوند از ميان قومش بيرون رفته بود ، شايستهء ملامت و سرزنش بود .
مِنَ الْمُسَبِّحِينَ
؛ كسانى كه خداوند را به تسبيح و تقديس بسيار ياد مىكنند .
لَلَبِثَ فِي بَطْنِهِ إِلى يَوْمِ يُبْعَثُونَ
؛ مقصود اين است كه در شكم ماهى ، در حالى كه زنده بود ، تا روز بعث درنگ مىكرد . « 1 » قتاده گفته است : شكم ماهى تا روز قيامت ، قبر اوست .
فَنَبَذْناهُ بِالْعَراءِ وَ هُوَ سَقِيمٌ
؛ عبارت
« فَنَبَذْناهُ »
يعنى او را افكنديم و واژهء « عراء » به معناى سرزمينى است كه خالى از گياه و درخت باشد . - مقصود اين است كه او را ، در حالى كه بيمار بود ، در سرزمينى كه خالى از گياه و درخت بود افكنديم . -
شَجَرَةً مِنْ يَقْطِينٍ
؛ واژهء
« يَقْطِينٍ »
به معناى هر گياهى است كه بدون ساقه روى زمين گسترده مىشود مانند بوتهء خربزه و خيار و برخى گويند : منظور بوتهء كدو تنبل است و فايدهاش اين است كه مگس نزديك آن جمع نمىشود . پارهاى ديگر گويند :
زيتون است و بعضى گويند : مقصود موز است كه برگهايش او را مىپوشاند و شاخههايش بر او سايه مىافكند و از ميوههايش افطار مىكند .
وَ أَنْبَتْنا عَلَيْهِ
اين عبارت به معناى : انبتنا فوقه ، مىباشد . هم چنان كه خيمه بالاى سر انسان كشيده مىشود .
وَ أَرْسَلْناهُ إِلى مِائَةِ أَلْفٍ
؛ قتاده گفته است : خداوند او را به سوى مردم نينوا از
هامش
( 1 ) - قال الزمخشرى : الظّاهر لبثه فيه حيّا الى يوم البعث : ظاهر عبارت اين است كه در حالى كه زنده بود در شكم ماهى تا روز بعث درنگ مىكرد . و أمّا ما نقل عن قتاده فهو خلاف الظّاهر لا يصار إليه ما لم يدلّ دليل عليه ( و اما آنچه قتاده گفته است خلاف ظاهر است و تا دليلى بر آن دلالت نكند عبارت آن را نمىرساند ) .