مىگويند . ( 152 )
آيا خدا دختران را بر پسران ترجيح داده ؟ ( 153 )
شما چرا چنين جاهلانه حكم مىكنيد ؟ ( 154 )
آيا متذكّر نمىشويد ؟ ( 155 )
آيا شما بر عقيدهء خود دليل روشنى داريد ؟ ( 156 )
كتاب و برهانتان را بياوريد اگر راست مىگوييد . ( 157 )
آنها ميان خدا و جنّ نسبت و خويشى قائل شدهاند در حالى كه جنّيان مىدانستند كه اين بت پرستان در درگاه الهى براى كيفر احضار مىشوند . ( 158 )
پاك و منزّه است خدا از توصيفى كه آنها مىكنند . ( 159 )
مگر بندگان خالص خدا . ( 160 )
تفسير :
فَاسْتَفْتِهِمْ
؛ اين عبارت به مانند خودش [ فاستفتهم آيهء 11 ] در همين سوره ، عطف شده است ، هر چند ميان آن دو فاصلهء زيادى است . خدا در آن جا رسولش را امر فرمود از قريش سؤال كند كه چرا زنده شدن روز قيامت را انكار مىكنند ؟ سپس با اتّصال و تناسب برخى از عبارتها با بعضى ديگر ، كلام ادامه مىيابد و پس از آن باز خداوند به پيامبرش امر مىفرمايد كه از مشركان علّت اين تقسيم نادرست و غير عادلانه را بپرسد كه چرا با اين كه آنها از وجود دختر كراهت داشتند و آنها را زنده به گور مىكردند در عين حال دختران را براى خدا قرار دادند و پسران را براى خودشان ، زيرا مىگفتند : الملائكة بنات اللَّه ؛ فرشتگان دختران خدا هستند .
أَمْ خَلَقْنَا الْمَلائِكَةَ إِناثاً وَ هُمْ شاهِدُونَ
؛ عبارت
« أَمْ خَلَقْنَا »
در اصل : بل أخلقنا . . . ، بوده است يعنى آيا ما فرشتگان را دختر آفريديم و هنگامى كه ما آنها را آفريديم ، مشركان شاهد و حاضر بودند ؟ پس با اين كه نديدهاند چگونه مىگويند آنها دخترند ؟
مشركان با اين گفتارشان مرتكب سه گونه گناه شدند : اول اين كه خدا را جسم دانستند ، زيرا تولّد فرزند مخصوص اجسام است ، دوم اين كه خودشان را بر خداوند برترى دادند ، زيرا پسر را براى خود اختيار كردند و دختر را براى خدا ، سوم اين كه با دختر دانستن فرشتگان ، آنها را پست و كوچك شمرهاند .