تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 302

مساهمون:

ص٣٠٢
گفته‌اند : يكى از دو قول اين است كه ذبيح حضرت اسحاق است ؛ ليكن آنچه از روايتها بيشتر فهميده مىشود اين است كه ذبيح حضرت اسماعيل بوده است و اين گفتار پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله نيز آن را تأييد مىكند كه فرمود : أنا ابن الذّبيحين ؛ من فرزند دو ذبيحم « 1 » و همچنين مؤيّد اين مطلب است گفتار خداى سبحان كه پس از داستان ذبح فرموده :
وَ بَشَّرْناهُ بِإِسْحاقَ نَبِيًّا مِنَ الصَّالِحِينَ
در اين جا ناگزير مضاف محذوفى در تقدير است و اصل آن : و بشّرناه بوجود اسحق بوده است و كلمهء « نبيّا » حالى است كه مقدّر شده است در آينده تحقّق يابد ، يعنى اسحاق به وجود مىآيد در حالى كه پيامبرى او مقدّر شده است و عامل در حال همان كلمهء وجود است نه فعل بشارت در عبارت : فبشّرناه و اين مورد مانند اين آيه است :
فَادْخُلُوها خالِدِينَ
؛ « در بهشت در آييد جاودانه » ( زمر / 73 ) . كلمهء « صالحين » حال دوّمى است كه براى تمجيد و ستايش گفته شده است ، زيرا هر پيامبرى ناچار از صالحان است .
وَ بارَكْنا عَلَيْهِ وَ عَلى إِسْحاقَ
؛ بركت خير و خوبيهايى را كه به آن دو عطا كرديم ثابت و دائمى قرار داديم . و ممكن است كه مراد زيادى فرزندان و دوام و بقاى آنها در قرنهاى متمادى تا روز قيامت باشد .

[ سوره الصافات ( 37 ) : آيات 114 تا 122 ]

وَ لَقَدْ مَنَنَّا عَلى مُوسى وَ هارُونَ ( 114 ) وَ نَجَّيْناهُما وَ قَوْمَهُما مِنَ الْكَرْبِ الْعَظِيمِ ( 115 ) وَ نَصَرْناهُمْ فَكانُوا هُمُ الْغالِبِينَ ( 116 ) وَ آتَيْناهُمَا الْكِتابَ الْمُسْتَبِينَ ( 117 ) وَ هَدَيْناهُمَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ ( 118 ) وَ تَرَكْنا عَلَيْهِما فِي الْآخِرِينَ ( 119 ) سَلامٌ عَلى مُوسى وَ هارُونَ ( 120 ) إِنَّا كَذلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ ( 121 ) إِنَّهُما مِنْ عِبادِنَا الْمُؤْمِنِينَ ( 122 )
هامش
( 1 ) مقصود حضرت اسماعيل و عبد اللَّه ، پدر پيامبر است ، كه قرار بود هر دو ذبح شوند م .