تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 301

مساهمون:

ص٣٠١
و حقيقت معنا اين است كه ذات و نفس خودش را براى خدا خالص و سالم كرد . قتاده گفته است : أسلما يعنى پدر ، فرزندش را و فرزند ، جان خودش را تسليم كرد . جواب « لمّا » حذف شده و تقدير آن چنين است ؛ فلمّا أسلما و تلّه للجبين و ناديناه أن يا ابراهيم قد صدّقت الرّؤيا ؛ هنگامى كه ابراهيم تسليم شد و چنين كارهايى را انجام داد كه قابل توصيف نيست از قبيل شكر و سپاس آنها خداوند را به سبب نعمتهايى كه به آنها عطا فرمود ، و دفع بلاى بزرگى كه به آنها روى آورده بود و نيز به دست آوردن ثواب و خشنودى خدا و عوضهاى با ارزشى كه نصيب آنها شد ، بعد از همهء اينها گفتيم اى ابراهيم مأموريت خود را انجام دادى . واژهء « تلّ » به معناى صرع و به زمين افكندن است . گويند پيشانى فرزند را بر زمين گذاشت تا صورت او را نبيند و دستخوش رقّت و مهر پدرى نگردد .
قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْيا
؛ آنچه را كه در خواب به تو امر شده بود انجام دادى .
إِنَّا كَذلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ
؛ اين آيه علّت است براى نعمتهايى كه خداوند به آنها عطا فرموده بود ، از گشايش و فرج پس از بلاها و سختيها .
إِنَّ هذا لَهُوَ الْبَلاءُ الْمُبِينُ
؛ مقصود اين است كه اين امتحان آشكار و رنج سختى است كه سخت‌تر از آن نيست يا معنا اين است كه اين آزمايش آشكارى است كه به وسيلهء آن بندگان خالص از ديگران جدا و مشخّص مىشوند .
وَ فَدَيْناهُ بِذِبْحٍ عَظِيمٍ
؛ مقصود از « ذبح » آن حيوانى است كه آماده و مهيّا شده كه ذبح و قربانى شود و منظور از « عظيم » بزرگى جثّه و چاقى آن است . خداوند عزّ و جلّ ذاتى است كه براى او فدا مىشود ، زيرا او امر به ذبح كرده است و ابراهيم عليه السلام فدا كننده است ، خداوند قوچى را براى او فرستاد تا آن را فداى اسماعيل و به جاى او قربانى كند . و چون خداوند آن چيزى را كه ممكن است فدا شود عطا فرمود ، فدا را ، به سبب هديه كردن ، به خود نسبت داد و فرمود
« وَ فَدَيْناهُ . . . »
مفسّران در « ذبيح » و آن كسى كه مىبايستى قربانى شود اختلاف كرده و دو قول