( ابراهيم ) از بندگان با ايمان ماست . ( 111 )
ما او را به فرزندش اسحاق كه پيامبرى شايسته است ، بشارت داديم . ( 112 )
ما به او و اسحاق بركت داديم و از دودمان آنها برخى نيكوكار به وجود آمدند و پارهاى آشكارا به خود ستم كردند . ( 113 )
تفسير :
قالُوا ابْنُوا لَهُ بُنْياناً فَأَلْقُوهُ فِي الْجَحِيمِ
؛ هنگامى كه نمروديان ، به گمان خود ، ابراهيم را [ به اتّهام شكستن بتها ] محكوم كردند گفتند : براى او بناى رفيعى ، كه جاى آتش بسيارى باشد ، بسازيد . ابن عبّاس گفته است كه ديوارى از سنگ ساختند كه طول آن سى ذرع و عرض آن بيست ذرع بود و پر از آتش كردند و حضرت ابراهيم را در آن افكندند .
فَجَعَلْناهُمُ الْأَسْفَلِينَ
؛ نمروديان را نابود كرديم و ابراهيم را نجات داديم و او را سالم نگه داشتيم .
وَ قالَ إِنِّي ذاهِبٌ إِلى رَبِّي
؛ ابراهيم گفت : من به جاى از سرزمين شام مهاجرت مىكنم كه پروردگارم دستور داده است كه به آنجا مهاجرت كنم .
رَبِّ هَبْ لِي مِنَ الصَّالِحِينَ
؛ مقصود ابراهيم از هبهء خداوند ، فرزند است ، زيرا لفظ :
هبه ، بيشتر دربارهء فرزند گفته مىشود ، گرچه در اين آيه دربارهء برادر هم لفظ هبه آمده است :
وَ وَهَبْنا لَهُ مِنْ رَحْمَتِنا أَخاهُ هارُونَ نَبِيًّا
؛ « و ما از رحمت خود برادرش هارون را به او بخشيديم » ( مريم / 53 ) ليكن خداوند در آيههاى ديگر فرموده است :
وَ وَهَبْنا لَهُ يَحْيى
؛ « و ما به او يحيى را بخشيديم » . ( انبياء / 90 )
وَ وَهَبْنا لَهُ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ
؛ « و ما به او اسحاق و يعقوب را عطا كرديم » . ( انعام / 84 )
فَبَشَّرْناهُ بِغُلامٍ حَلِيمٍ
؛ بشارت در اين جا شامل چند مورد است : اول اين كه آن فرزند پسر است . دوم اين كه به سن بزرگى مىرسد . سوم اين كه به صفت شكيبايى و بردبارى توصيف شده است و چه شكيبايى و حلمى از اين بزرگتر و بالاتر است كه چون پدرش امر قربانى و ذبح شدن را به او گوشزد كرد گفت :
سَتَجِدُنِي إِنْ شاءَ اللَّهُ