تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 287

مساهمون:

ص٢٨٧
در بهشت مانند آب در نهر جارى است ، همانند آب توصيف شده است .
بَيْضاءَ لَذَّةٍ لِلشَّارِبِينَ
؛ كلمهء « بيضاء » صفت « كأس » است . و كلمهء « لذّة » مؤنّث : لذّ ، است كه بر وزن فعل مانند صبّ و طبّع است . شاعرى در وصف خواب گفته است :
و لذّ كطعم الصّرخدىّ تركته * بأرض العدى من خشية الحدثان « 1 »
يا مقصود از توصيف شراب به لذّت اين است كه شراب عين لذّت و خود آن است .
لا فِيها غَوْلٌ
؛ به عقل آنها ضررى ندارد تا اين كه عقلشان زايل شود و همچنين باعث درد و رنجى براى آنها نمىشود .
وَ لا هُمْ عَنْها يُنْزَفُونَ
؛ فعل
« يُنْزَفُونَ »
از مادهء « نزف » است و به معناى نابودى تدريجى چيزى است و هنگامى كه عقل شارب خمر زايل مىشود گويند : نزف الشّارب و به مجروحى كه تمام خونش از بدن رفته است گويند : نزف فمات ؛ خونش رفت و سپس مرد . اين فعل به صورت ينزفون از مادهء أنزف نيز خوانده شده است . گويند : أنزف الشّارب ، به اين معنى است كه عقلش از بين رفت و يا مقصود اين است كه شرابش تمام شد و مقصود از اين عبارت اين است كه مست مىشوند و مانند اين مورد است مثال أقشع السّحاب و قشعته الرّيح ؛ ابرها پراكنده شدند ، باد آنها را پراكنده كرد و : أكبّ الرّجل و كببته ؛ مرد به رو افتاد و من او را به رو انداختم و مقصود اين است كه حقيقت اين دو ، داخل در قشع و كبّ شد .
وَ عِنْدَهُمْ قاصِراتُ الطَّرْفِ عِينٌ
؛ مقصود اين است كه چشمانشان تنها به شوهران خودشان است و جز به آنها به كس ديگرى نگاه نمىكنند ، يا معنا اين است كه چشمان خود را با عشوه و ناز باز نمىكنند .
هامش
( 1 ) - بسا خوابى كه لذّت آن مانند طعم شراب صرخدى است و من آن را در سرزمين دشمن از ترس پيشامدهاى ناگوار رها كردم .