كمكى نكردهاند .
وَ لا تَنْفَعُ الشَّفاعَةُ عِنْدَهُ
؛ هنگامى كه گويند : شفاعت براى على است دو معنا از آن فهميده مىشود ، يكى آن كه على شفاعت كننده است و ديگرى آن كه على شفاعت شده است بنا بر اين در اين گفتار كه خداوند مىفرمايد :
وَ لا تَنْفَعُ الشَّفاعَةُ عِنْدَهُ إِلَّا لِمَنْ أَذِنَ لَهُ
دو احتمال است ، يكى آن كه شفاعت سودى ندارد بجز براى شفاعت كنندگانى مانند فرشتگان و پيامبران و اولياى اللَّه كه خداوند به آنها اجازه دهد كه شفاعت كنند ، ديگر آن كه شفاعت سودى ندارد مگر براى كسى كه خداوند اجازه فرمايد براى او شفاعت كنند . و در هر حال تكذيب گفتار مشركان است كه مىگفتند : اين بتها شفاعت كنندگان ما پيش خدا هستند .
حَتَّى إِذا فُزِّعَ عَنْ قُلُوبِهِمْ
؛ اين عبارت به مفهومى كه از سياق كلام فهميده مىشود ، مربوط و متّصل است . و آن اين است كه در اين موقعيّت ، چه آنهايى كه اميد شفيع شدن دارند و چه آنهايى كه اميد دارند كه از آنها شفاعت شود ، در انتظار اذن خداوند ، در نوعى اضطراب و نگرانى هستند كه آيا اذن مىدهد يا نه ؟ و اين كه خداوند اذن نمىدهد مگر بعد از مدتى درنگ و توقف . و گويا خداوند مىفرمايد :
مدتى در انتظار و اضطراب باشيد تا اين كه آن اضطراب از دلهاى شما زايل شود ، « 1 » يعنى به سبب اذن خداوند ، فزع و اضطراب از دلهاى شفاعت كنندگان و شفاعت شوندگان آنها بر طرف شود . آن هنگام يكديگر را بشارت و مژده مىدهند و برخى از برخى ديگر مىپرسند كه پروردگار شما چه گفت ؟ و آنها در جواب گويند :
حقّ را گفت . و آن اذن و اجازهء شفاعت است براى كسى كه از او راضى است .
لِمَنْ أَذِنَ لَهُ
؛ كلمهء : أذن ، به صورت معلوم ، يعنى أذن اللَّه له و أذن به صورت مجهول نيز خوانده شده است .
هامش
( 1 ) - يتربّصون مليّا فزعين حتّى إذا فزّع عن قلوبهم .