راه بوده است ) .
در اين سفر از گرسنگى و تشنگى يا از راهزنان و حيوانات درنده هيچ خوف و ترسى نبود و مسافر نيازى نداشت كه آب و غذا و توشهء سفر با خود ببرد .
سِيرُوا فِيها لَيالِيَ وَ أَيَّاماً آمِنِينَ
؛ اين عبارت در تقدير : و قلنا سيروا . . . ، بوده است .
گرچه در ظاهر سخنى و امرى و دستورى نبوده است ، لكن به علّت آسان بودن وسايل سفر ، گويا به آنها دستور داده مىشود كه سفر كنيد و مقصود اين است كه چه در شب و چه در روز سفر كنيد ، امنيّت طورى است كه در شب و روز تفاوتى نمىكند . يا معنا اين است كه در اين قريهها سفر كنيد در حالى كه از هر جهت در امن و امانيد و هر مدّت سفر شما طولانى شود و روزها و شبها ادامه داشته باشد ترسى نداشته باشيد .
فَقالُوا رَبَّنا باعِدْ بَيْنَ أَسْفارِنا
؛ كلمهء « باعد » به صورت بعد نيز خوانده شده است و عنوان دعا و درخواست را دارد . قوم سبا در مقابل نعمتها راه ناسپاسى پيش گرفتند و رفاه و آسايش آنها را آزرده و خسته كرده بود و از خدا زحمت و تعب مسافرت را خواستار شدند .
اين عبارت به صورت : ربّنا باعد بين اسفارنا ( به رفع ربّنا ) نيز خوانده شده است و اين قرائت از حضرت باقر عليه السلام است . در اين صورت ربّنا مبتداء است و معناى آن خلاف معناى اولى است و آن اين است كه اين مردم ، به خاطر تنعّم زياد ، تنبل و راحت طلب شده بودند و با اين كه سفرهاى آنان كوتاه بود آن را دور مىشمردند .
فَجَعَلْناهُمْ أَحادِيثَ
؛ ما آنها را داستان قرار داديم به طورى كه مردم از آنها به عنوان افسانه و داستان ، حكايت مىكنند [ زيرا اثرى از آنها باقى نمانده است ] و چنان آنها را متفرق و نابود كرديم كه حال آنها براى مردم ضرب المثل شد و براى هر چيز نابود شدهاى ، مىگويند : اولاد سبأ از بين رفتند و قوم سبا متفرّق شدند . كثير گفته است :