تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 175

مساهمون:

ص١٧٥
خوانده شده است . و كسى كه با تنوين خوانده ، در تقدير : ذواتى أكل أكل خمط بوده است و كلمهء أكل مضاف حذف شده است . يا « خمط » صفت براى « أكل » قرار داده شده و گويا گفته است : ذواتى أكل بشع ، داراى خوردنيهاى زشت و بدى است . و كسى كه به اضافه خوانده گويا گفته است : ذواتى برير زيرا أكل خمط در معناى برير است [ و برير ميوهء درخت اراك است كه بسيار تلخ و بدمزه است . ]
وَ أَثْلٍ وَ شَيْءٍ مِنْ سِدْرٍ قَلِيلٍ
؛ كلمهء « أثل » و « سدر » ، بر كلمهء « أكل » معطوفند ، نه بر « خمط » زيرا « أثل » [ شوره گز ] قابل اكل و خوردن نيست . و ناميدن اين بدل را به نام دو باغ ( به اصطلاح معانى بيان ) براى مشاكله و تنظيم كلام است . و در آن نوعى استهزا و ريشخند است . حسن بصرى گفته است : « سدر » را قليل و كم قرار داد ، زيرا سدر پرارزشترين عوض و بدل از باغهاى نابود شده بود .
وَ هَلْ نُجازِي إِلَّا الْكَفُورَ
؛ كلمهء « نخازى » با نون خوانده شده است و مقصود عبارت اين است كه چنين پاداش و كيفرى كه عذاب در اين دنيا است ، تنها براى كافران است و براى كس ديگرى نيست .
وَ جَعَلْنا بَيْنَهُمْ وَ بَيْنَ الْقُرَى الَّتِي بارَكْنا فِيها قُرىً ظاهِرَةً
؛ ميان آنها و ميان قريه‌هاى شام - كه به بسيارى آب و درختان و نباتات به آنها بركت و نعمت فراوان داديم - قريه‌هاى متصل به هم كه به علّت نزديكى ، هر قريه‌اى از قريهء ديگر ديده مىشد قرار داديم ، بنا بر اين آن قريه در برابر چشم بيننده ، يا براى سوارى كه از راه عبور مىكرد ، يا براى رهگذر ، ظاهر و آشكار بود .
وَ قَدَّرْنا فِيهَا السَّيْرَ
؛ سير در آنها را به نسبتى متناسب مقرر داشتيم به طورى كه مسافت بين قريه‌ها به يك اندازه بود و مسافرى كه صبح به راه مىافتاد ، ظهر در قريه‌اى به استراحت مىپرداخت و بعد از ظهر هم كه ادامه مىداد ، شب را در قريهء ديگر بيتوته مىكرد تا به شام مىرسيد ( در حقيقت مسافت ميان هر قريه نصف روز