ترجمه :
فرعون گفت : اى موسى آيا نزد ما آمدى كه با سحر خود ، ما را از سرزمينمان بيرون كنى ؟ ( 57 )
ما نيز براى تو ، سحرى مانند آن مىآوريم ، پس ميان ما و خودت موعدى مقرّر كن كه نه ما و نه تو از آن تخلّف نكنيم ، و در انتخاب جاى آن انصاف و اعتدال رعايت و مسافت آن ميان ما و شما يكسان باشد . ( 58 )
موسى فرمود : موعد شما روز زينت باشد و همهء مردم ، در ظهر جمع شوند . ( 59 )
پس فرعون ( از حقّ ) اعراض و پشت كرد ، پس ( وسايل ) كيد و سحر خود را جمع كرد و ( به وعده گاه ) آمد . ( 60 )
موسى به آنان گفت : واى بر شما دروغ بر خدا مبنديد كه شما را به عذاب خود هلاك گرداند ، و هر كس بر خدا افترا بست هلاك شد . ( 61 )
پس ساحران در كارشان ميان خود به مشورت پرداختند و راز خود را پنهان داشتند . ( 62 )
گفتند : حتما اينها ساحرند مىخواهند شما را با سحر خودشان از سر زمينتان بيرون كنند و مذهب شما را كه بهترين مذاهب است از بين ببرند . ( 63 )
پس آلات سحر خودتان را گرد آوريد ، و سپس صف كشيده بياييد و محقّقا امروز هر كس كه پيروز شود رستگار است . ( 64 )
ساحران گفتند : اى موسى يا تو اوّل بينداز يا اين كه ما نخستين اندازنده باشيم . ( 65 )
گفت :