و ان هذان ساحران ( به تخفيف كه قرائت مشهور است ) نيز خوانده شده مثل آن زيد لمنطلق ، و « لام » ، دليل بر اين است كه آن مخفّفهء از ثقيله است ، نه نافيه . ابو عمرو إنّ هذين لساحران به اعراب ظاهر خوانده است . « هذان » به تشديد نون نيز خوانده شده است .
« المثلى » : مؤنّث امثل و به معناى افضل و اشبه به حقّ است يعنى موسى و هارون مىخواهند توجّه مردم را به خود جلب كنند و مذهب شما را كه افضل مذاهب است از بين ببرند و گفته شده : « طريقه » است اسم است براى مردم مورد توجّه و اشرافى كه پيشواى ديگرانند ، و براى يك نفر ( از آنان ) نيز گفته مىشود : هو طريقة قومه ( او پيشواى قوم خود است ) و گفته شده كه مراد از طريقهء مثلى بنى اسرائيل مىباشند كه جمعيّت و ثروتشان از همهء اقوام بيشتر بود ، يعنى موسى و هارون مىخواهند بنى اسرائيل را به طرف خود جلب كنند مثل :
أَرْسِلْ مَعَنا بَنِي إِسْرائِيلَ
؛ « بنى اسرائيل را با ما بفرست » ( شعراء / 17 ) .
فَأَجْمِعُوا كَيْدَكُمْ
؛ كيد خود را ظاهر كنيد و همهتان بر يك امر اتّفاق كنيد تا اختلافى در ميانتان واقع نشود . اين سخن را فرعون به ساحران گفته يا اين كه خود ساحران به يكديگر گفتند :
« فَأَجْمِعُوا »
ثلاثى مجرد نيز خوانده شده است . مؤيد اين قرائت قول خداى تعالى است :
فَجَمَعَ كَيْدَهُ
( آيهء 60 ) .
ثُمَّ ائْتُوا صَفًّا
؛ صفت بسته در حال اجتماع بياييد تا ابّهت و هيبت شما بيشتر باشد .
وَ قَدْ أَفْلَحَ الْيَوْمَ مَنِ اسْتَعْلى
؛ امروز هر كس غلبه كند و پيروز شود رستگار است .
إِمَّا أَنْ تُلْقِيَ
؛ در محلّ رفع و خبر مبتداى محذوف است ، الأمر القاؤك او القاؤنا : يا بايد تو سحر خود را به ميان آورى يا ما و جايز است منصوب به فعل مضمر باشد ، يعنى اختر احد الأمرين : يكى از اين دو امر را انتخاب كن . اين تخيير از طرف ساحران ، نوعى فروتنى و حسن ادب نسبت به موسى بود .
فَإِذا حِبالُهُمْ
؛ « اذا » براى مفاجا است ؛ پس به نظر موسى چنان آمد كه ريسمانها و