« يَوْمُ الزِّينَةِ »
روز عيدى است كه در هر سال برگزار مىكردند و بعضى گفتهاند روزى بود كه در يك بازار مخصوصى جمع مىشدند در حالى كه خود را آرايش مىكردند و اين روز را معيّن كردند براى اين كه ظاهر شدن دين خدا و بالا رفتن كلمهء توحيد و از بين رفتن باطل در برابر جمعيّت باشد و در ميان همهء مردم شايع شود .
فَتَوَلَّى فِرْعَوْنُ
؛ پس فرعون رويش را برگردانيد و به منظور چاره انديشى به جمع آورى ساحران پرداخت .
لا تَفْتَرُوا عَلَى اللَّهِ كَذِباً
؛ ( موسى گفت ) به خدا نسبت دروغ ندهيد ، آيات و معجزات را سحر نخوانيد .
« فَيُسْحِتَكُمْ »
: « سحت » و « اسحات » ( مجرّد و مزيد خوانده شده ) و به يك معناست يعنى بيچارگى و استيصال .
فَتَنازَعُوا أَمْرَهُمْ بَيْنَهُمْ
؛ پس ساحران به مشورت پرداختند و سران قوم را جمع كردند .
وَ أَسَرُّوا النَّجْوى
؛ و راز خود را نهان داشتند ، رازشان اين بود كه اگر موسى بر ما غلبه كرد از او پيروى مىكنيم ، يا اين كه گفتند اگر موسى ساحر باشد ما بر او پيروز خواهيم شد و اگر پيامبر و آسمانى باشد بر ما غلبه خواهد كرد . وقتى كه موسى گفت : واى بر شما ، بر خدا و حقّ دروغ نبنديد ، گفتند اين گفتار يك ساحر نيست .
قالُوا إِنْ هذانِ لَساحِرانِ
؛ فرعون و قومش به ساحران گفتند : موسى و هارون ساحرند . قرائت تشديد لغت بلحرث « 1 » بن كعب است كه اسم مثنى را مثل اسمهاى مقصور كه آخرشان الف دارد ، از قبيل عصا و سلمى اعراب مىدهند و در حالت جرّ و نصب با « ياء » نمىخوانند . بعضى گفتهاند « إنّ » در اين جا به معناى « نعم » است و « ساحران » خبر مبتداى محذوف و تقديرش « لهما ساحران » است : اين دو ساحرند ،
هامش
( 1 ) - بلحرث مخفف بنى الحرث است ( قاموس ، مادهء حرث ) و حرث بن كعب جدّ دوران جاهليت اين قبيله بوده است . تصحيح استاد گرجى ، صفحهء 426 پاورقى .