است منظور از « ذكر » تبليغ رسالت باشد ، يعنى در ابلاغ مأموريت رسالت ضعف نشان ندهيد و كوتاهى نكنيد .
فَقُولا لَهُ ، قَوْلًا لَيِّناً
؛ با فرعون به نرمى سخن بگوييد ، از قبيل
هَلْ لَكَ إِلى أَنْ تَزَكَّى وَ أَهْدِيَكَ إِلى رَبِّكَ فَتَخْشى
؛ « آيا ميل دارى كه تزكيه سوى و تو را به سوى پروردگارت هدايت كنم تا حالت خشيت پيدا كنى » ( نازعات / 70 ) بعضى گفتهاند مقصود از گفتار نرم وعدهاى است كه موسى به فرعون داد كه اگر ايمان بياورد او را آن چنان جوان سازد كه بعد از آن اصلا پير نشود و پادشاهىاش باقى باشد تا آن گاه كه از دنيا برود .
اذْهَبا إِلى فِرْعَوْنَ
؛ با اميدوارى و طمع برويد ، مثل كسى كه در كارى ، تمام سعى و كوشش خود را انجام مىدهد . اين كه خداوند موسى و هارون را به سوى فرعون مىفرستد با اين كه مىداند . او ايمان نمىآورد ، فقط به خاطر اتمام حجّت است .
« لَعَلَّهُ يَتَذَكَّرُ »
تا بينديشد و به خود انصاف دهد و حقّ را بپذيرد ؛ « او يخشى » يا بترسد از اين كه مبادا مطلب چنان باشد كه شما وصف مىكنيد .
قالا رَبَّنا إِنَّنا نَخافُ أَنْ يَفْرُطَ
؛ گفتند : پروردگارا ما مىترسيم كه فرعون در مجازات كردن و ما شتاب كند . فرط منه فعل : در انجام كارى سبقت گرفت ، فرس فرط : اسبى كه بر گروه اسبان سبقت مىگيرد .
أَوْ أَنْ يَطْغى
؛ يا اين كه در بدى نسبت به ما از حدّ معمول بگذرد .
إِنَّنِي مَعَكُما
؛ خداوند فرمود من با شما هستم شما را حفظ و يارى مىكنم ، يعنى حافظ و ياور شما هستم . « اسمع و ارى » : مىشنوم و مىبينم ، آنچه ميان شما و فرعون واقع مىشود . بنى اسرائيل زير دست فرعون بودند و قبطيان ( پيروان فرعون ) آنها را با وادار كردن به كارهاى سخت و بيگارى در هر چيزى شكنجه مىدادند .
قَدْ جِئْناكَ بِآيَةٍ مِنْ رَبِّكَ
، موسى و هارون گفتند : ما براى تو از جانب پروردگارت نشانهاى آورديم ، يعنى معجزه و برهان بر آنچه مىگوييم . و السّلام على : سلام