موسى شير دهندهاى مىخواهند كه پستانش را قبول كند ، زيرا موسى پستان هيچ زنى را قبول نمىكرد . خواهر موسى به آنها گفت : آيا شما را راهنمايى كنم ؟ ( آنها پذيرفتند ) او رفت و مادر موسى را آورد ، او هم پستان وى را قبول كرد .
وَ قَتَلْتَ نَفْساً
؛ كسى كه موسى او را كشت همان مرد قبطى است كه يكى از دوستان موسى او را به يارى عليه او خواست ، موسى مشتى سخت بر چانهء او زد و او را كشت . « 1 »
« فَنَجَّيْناكَ »
پس ما تو را از قصاص و شرّ فرعون نجات داديم .
وَ فَتَنَّاكَ فُتُوناً
؛ « فتونا » جايز است كه مصدر متعدّى باشد بر وزن فعول مثل « شكور و ثبور » و ممكن است كه جمع « فتن » يا فتنه باشد مثل « بدور » كه جمع « بدره » است ، يعنى به انواع آزمايش تو را آزموديم چون موسى در سالى به دنيا آمد كه نوزادان كشته مىشدند ، و مادرش او را به دريا افكند ، و فرعون تصميم قتل او را گرفت و موسى عليه السّلام قبطى را كشت ، و خود ده سال ( پيش شعيب ) اجير شد . منظور از فتنه رنج و هر چيزى است كه براى يك انسان باعث مشقّت و سختى باشد .
« مدين » شهرى است كه در هشت منزلى مصر قرار دارد .
« عَلى قَدَرٍ »
مراد موقعيت و زمانى است كه در آن زمان بر پيامبران وحى مىشود و آن اوّل چهل سالگى است .
بعضى گفتهاند معنايش آن است كه در قضا و قدر من چنين قرار بود كه در وقت معينى با تو سخن بگويم ، پس تو هم در اين وقت آمدى .
وَ اصْطَنَعْتُكَ لِنَفْسِي
؛ تو را نيكو پروريدم و مخصوص خود ساخته و به كرامت خود اختصاص دادهام .
وَ لا تَنِيا فِي ذِكْرِي
؛ « ونى » به معناى سستى و كوتاهى در امور است . مرا فراموش نكنيد ( خطاب به موسى و هارون است ) مبادا از يادتان بروم هر جا كه باشيد . ممكن
هامش
( 1 ) - وكزه : ضربه بجمع يده على ذقنه : يعنى با مشت بر چانهاش زد ، استاد گرجى به نقل از صحاح .