تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 55

مساهمون:

ص٥٥
بوده است : لننزعن من كل شيعة ايهم هو اشد ، به نصب ( اىّ ) .
وَ إِنْ مِنْكُمْ
؛ اين عبارت از باب التفات ( از عموم شياطين و انسانها بخصوص ) انسان است و قرائت ابن عباس : « و ان منهم » تأييد كنندهء اين وجه است . مىتوان گفت خطاب به انسان است بدون التفات به آنچه ذكر شد . اكنون اگر تمام جنس انسان اراده شود ، معناى ورود در جهنّم ، آن است كه همه در آن داخل مىشوند . در حالى كه آتش خاموش است ، مؤمنان از آن عبور مىكنند و ديگران را آتش فرا مىگيرد . از ابن مسعود و حسن بصرى نقل شده است كه مراد ، عبور بر صراط است ، زيرا صراط بر روى آتش دوزخ كشيده شده است . از ابن عبّاس نقل شده است كه گاهى چيزى بر چيزى وارد مىشود بدون اين كه داخل آن شود مثل :
وَ لَمَّا وَرَدَ ماءَ مَدْيَنَ
« وقتى كه ( موسى ) وارد آب مدين شد » ( قصص / 23 ) ؛ و مثل : « و ردت القافلة البلد و إن لم تدخله » ؛ كاروان به شهر وارد شد ، هر چند داخل آن نشده باشد . مجاهد مىگويند : ورود مؤمن ، در آتش ، همان تبى است كه در دنيا بر بدن او وارد مىشود ، چنان كه پيامبر فرموده است : تب از چرك ( و جراحات ) جهنّم است . تب بهرهء مؤمن از آتش دوزخ است . « 1 » ( تا در آخرت از آن ايمن باشد ) . و اگر منظور تنها كفّار باشند معناى آيه ظاهر است . « حتما » مصدر است و حتم الامر يعنى آن امر را واجب ساخت ، و در اين جا ، امر ثابت شده را حتم گفته است ( به جاى اين كه محتوم بگويد ) . يعنى وارد ساختن آنها به دوزخ بر خدا واجب است ، زيرا اين امر را بر خودش واجب و لازم دانسته و به آن حكم كرده است . « ننجى و ننجى » با تشديد و تخفيف قرائت شده . « جثيّا » حال و جمع « جاث »
هامش
( 1 ) - الحمّى من قيح جهنم ، الحمّى حظّ المؤمن ، من النّار .