آورده امّا نشئهء دوم كه زندگى آخرت است سابقه دارد و همان اجزاى اوليه كه پراكنده و شده بازگردانده و دوباره گرد آورى مىشود و جملهء
« لَمْ يَكُ شَيْئاً »
دليل بر همين معناست .
« أَ وَ لا يَذْكُرُ »
: اين فعل با تخفيف و تشديد هر دو قرائت شده : « من قبل » : پيش از حالتى كه اكنون در آن قرار دارد .
فَوَ رَبِّكَ
؛ خداوند سبحان سوگند به نام خود خورده ، و به منظور بزرگداشت پيامبر ، « رب » را به وى نسبت داده است . و الشياطين : « واو » مىتواند عاطفه و به معناى معيّت باشد ، يعنى آنها همراه يارانشان از شياطين كه آنان را گمراه كردهاند محشور مىشوند ، در حالى كه هر كافرى با يك شيطان به يك زنجير بسته است .
ثُمَّ لَنُحْضِرَنَّهُمْ
؛ سپس در حالى كه به زانو و به صورت ناآرام نشستهاند در اطراف جهنّم حاضر مىشوند با يكديگر به ستيز پرداخته و هر كدام از رفيق خود بيزارى مىجويند . چنان كه در آيهء ديگر مىفرمايد :
وَ تَرى كُلَّ أُمَّةٍ جاثِيَةً
، « مىبينى هر امّتى از كه به زانو در آمده است » ( جاثيه / 28 ) منظور از شيعه ، در اين جا هر گروهى است كه از گمراه كنندگان پيروى كند ، يعنى از هر طايفهاى از طوايف گمراه گستاخترين و نافرمانترين آنها را بيرون مىآوريم و آن گاه كه جمع شدند به ترتيب آنها را در آتش مىاندازيم هر كدام به عذاب سزاوار ترند اول و به همين ترتيب از بقيهء آنها را .
أَشَدُّ عَلَى الرَّحْمنِ عِتِيًّا
؛ مىتوان گفت : منظور از گستاخترين ايشان رؤسا و پيشوايان اين گروهها هستند كه جرم آنها چند برابر است ، زيرا آنان خود گمراه و گمراه كنندهاند . چنان كه مىفرمايد :
وَ لَيَحْمِلُنَّ أَثْقالَهُمْ وَ أَثْقالًا مَعَ أَثْقالِهِمْ
؛ « بارهاى خود و بارهاى ديگران را بر دوش مىگيرند » ( عنكبوت / 13 )
أَيُّهُمْ أَشَدُّ
؛ در اعراب اين كلمه اختلاف شده ، خليل گفته است : مرفوع به تقدير قول است يعنى : لننزعن الذين يقال فيهم أيهم اشد ؛ و سيبويه مىگويد : مبنى بر ضمّ است ، زيرا صدر جمله يعنى هر كه صلهء « أيّهم » باشد حذف شده و اصل آن چنين