« إِمَّا الْعَذابَ »
يا عذاب در دنيا را ، به اين كه مسلمانان بر آنها غالب شوند و آنها را با اسيرى يا كشتن ، كيفر كنند .
« وَ إِمَّا السَّاعَةَ »
و يا عذاب آخرت و قيامت ، يعنى گرفتاريهايى كه آنجا نصيبشان مىشود كه در آن هنگام مىفهمند مطلب بر عكس آن است كه تصوّر مىكردند ، يعنى مكانشان بدتر و لشكرشان ضعيفتر از آن است كه خيال مىكردند و مىگفتند : داراى مقامى برتر و مجلس و مجمعى نيكوتر خواهند بود . « حتى » در اين جا كلمهاى است كه بعد از آن ، جملههاى « اذا رأوها يوعدون » تا « فسيعلمون » ، حكايت شده « 1 » و مراد از ندىّ مجلسى است كه اشراف و بزرگان قوم در آن گرد آيند .
« وَ يَزِيدُ »
، عطف بر محل
« فَلْيَمْدُدْ »
است ، يعنى خداوند با خذلان گمراهان بر گمراهيشان مىافزايد و با توفيق دادن به هدايت يافتگان هدايت آنها را بيشتر مىكند .
وَ الْباقِياتُ الصَّالِحاتُ
؛ ثواب كارهاى مربوط به آخرت از آنچه ( در دنيا ) مايهء افتخار كافران است بهتر است .
وَ خَيْرٌ مَرَدًّا
؛ بهترين بازگشت و سرانجام يا بهترين سود و بهره را دارد چنان كه عربها گويند : ليس لهذا الامر مردّ ، اين كار سودى ندارد . و هو أردّ عليك : آن براى تو سودمندتر است . لا يردّ بكاى زندا : گريهء من كمترين سودى براى بر طرف كردن حزنم ندارد .
« أَ فَرَأَيْتَ »
: چون ديدن هر چيزى ، راهى است به سوى آگاهى و درست خبر دادن از آن . بعضى أ رأيت را به معناى أخبر تفسير كردهاند و « فا » به منظور ترتيب و تعقيب افزوده شده و گويى چنين گفته است : پس از نقل داستان به آنان از قصّهء اين كافر خبر ده « 2 » و او عاص بن وائل بود كه خبّاب بن ارتّ از او طلب داشت . موقعى كه
هامش
( 1 ) - و متعلّق به فعلى نيست . املاء ما منّ به الرحمن ج 2 ، ص 116 .
( 2 ) - تفسير كشّاف نيز چنين گفته است .