تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 413

مساهمون:

ص٤١٣
خداى تعالى به خاطر من از خطاهاى كسى كه مرا شفيع قرار داده است ، در گذرد ، زيرا پيامبران عليهم السّلام از خطا و گناه منزّه و پاكند و استغفار آنان به فروتنى و شكست نفسى در برابر خداوند حمل مىشود . و دليل اين مطلب همان گفتار حضرت ابراهيم است كه در خصوص آمرزش فرمود اميد دارم و بطور قطع نفرمود كه آمرزيده مىشوم . علاوه اين روش وسيله‌اى براى تعليم دادن و آگاه كردن امّت است كه در آمرزش فقط به لطف خدا اميدوار باشند [ نه به اعمال خود يا چيز ديگر ] .
هَبْ لِي حُكْماً
؛ مقصود از « حكما » يا حكمت و دانش است يا حكومت و داورى به حقّ در ميان مردم . برخى گويند : مراد ، مقام پيامبرى است ، زيرا پيامبر هم حقّ داورى ميان مردم را دارد و هم داراى حكمت و دانش است .
وَ أَلْحِقْنِي بِالصَّالِحِينَ
؛ مرا در بهشت با نيكوكاران همراه كن .
وَ لا تُخْزِنِي يَوْمَ يُبْعَثُونَ
؛ لفظ « تخزنى » يا از مادهء خزى است كه به معناى خوارى و كمك نكردن به كسى است كه چشم يارى دارد يا از مادّهء خزاية است كه به معناى حيا و شرمسارى است و اين نيز مانند استغفار آنهاست با اين كه پيامبران معصومند و از كارهايى كه موجب استغفار است منزّه و بدورند . ضمير در فعل
« يُبْعَثُونَ »
به مردم بر مىگردد و اين از سياق كلام معلوم مىشود .
إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ
؛ اين عبارت در تقدير إلّا حال من أتى اللَّه . . . بوده است
« سَلِيمٍ »
صفت قلب است . هم چنان كه در شعر شاعر وجيع صفت ضرب است شاعر چنين گفته است ؛ تحيّة بينهم ضرب و جيع . « 1 » بيان مطلب اين است كه از تو سؤال مىشود كه آيا زيد ثروت [ و فرزندانى ] دارد تو در جواب مىگويى كه ثروت و فرزندانش قلب پاك و سالم اوست و مقصود اين است كه ثروت و فرزندى ندارد
هامش
( 1 ) - درود ميان آن سپاهيان ، ضربت زدنهاى درد آور است .
تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 413 | الشيخ الطبرسي / شادمهرى