گفته مىشود كجا هستند معبودانى كه آنها را پرستش مىكرديد ؟ ( 92 )
معبودانى غير از خدا ، آيا آنها شما را يارى مىكنند ؟ يا كسى به يارى آنها مىآيد ؟ ( 93 )
در اين هنگام همهء آن معبودان با كافران و گمراهان به رو در دوزخ افكنده مىشوند ( 94 )
و همچنين تمام سپاه ابليس به جهنّم در آيند ( 95 )
آنها آن جا به جدال بر مىخيزند و مىگويند : ( 96 )
به خدا سوگند كه ما در گمراهى آشكار بوديم ( 97 )
چون شما را با آفريدگار جهان برابر مىشمرديم [ و به جاى او شما را پرستش مىكرديم ] ( 98 )
امّا كسى جز تبهكاران ما را گمراه نكرد ( 99 )
( افسوس كه امروز ) شفاعت كنندگانى براى ما نيست . ( 100 )
و نه دوست پر محبّتى [ كه از ما حمايت كند ] ( 101 )
اگر بار ديگر ( به دنيا ) باز گرديم از مؤمنان خواهيم بود ( 102 )
براستى كه در اين رويدادها نشانه و عبرتى است ( براى ديگران ) ولى اكثر آنها مؤمن نبودند ( 103 )
و البتّه خداى تو بسيار توانا و مهربان است . ( 104 )
تفسير :
حضرت ابراهيم با آن كه مىدانست آنها بتها را مىپرستند ، باز هم سؤال كرد تا به آنها بفهماند آنچه را عبادت مىكنند شايستهء عبادت كردن نيست .
هَلْ يَسْمَعُونَكُمْ
؛ اين جمله در اصل چنين بوده است : هل يسمعون دعائكم ؟ و هل يقدرون على ذلك ؟ « آيا دعاى شما را مىشنوند ؟ و آيا توانايى شنيدن را دارند ؟ » و كلمهء دعا كه مضاف است حذف شده است .
إِذْ تَدْعُونَ
؛ فعل « تدعون » با اين كه بعد از « إذ » واقع شده است ، چون حكايت از زمان گذشته مىكند ، به صيغهء مضارع آمده است .
فَإِنَّهُمْ عَدُوٌّ لِي
؛ اين كه حضرت ابراهيم گفت اين بتها دشمنان منند مقصود اين است كه چون من پيش خودم فكر كردم ديدم كه عبادت اين بتها پرستش دشمنى است كه آن شيطان است لذا از آن دورى كردم و ترجيح دادم كسى را عبادت كنم كه تمام خوبيها از اوست .