( حضرت ابراهيم ) مقصود خود را ، با اين شيوه كه شخص خودش را اندرز مىدهد بيان فرمود ، تا آنها ( بت پرستان ) دقّت كنند و بگويند ابراهيم آنچه را به ما مىگويد ، اوّل به خودش گفته است و اين روش براى پذيرفتن طرف خيلى بهتر است . و اگر از ابتدا مىگفت آنها ( بتها ) دشمن شما هستند اثرش مانند اين شيوهاى كه به كار برد نبود .
لفظ « عدوّ » و « صديق » هم براى مفرد و هم براى جمع به كار مىرود . شاعر گفته است :
و قوم على ذوى مرة * أراهم عدوّا و كانوا صديقا « 1 »
كه لفظ عدوّ و صديق براى جمع به كار رفته است .
إِلَّا رَبَّ الْعالَمِينَ
؛ عبارت
« رَبَّ الْعالَمِينَ »
مستثناى منقطع است « 2 » ( زيرا خداوند جزء بتها نبود ) و مثل اين است كه بگويد من بتها را پرستش نمىكنم ، لكن خدا را پرستش مىكنم .
حضرت ابراهيم فرمود :
« إِذا مَرِضْتُ »
يعنى وقتى من مريض شوم و نفرمود : إذا أمرضنى يعنى وقتى خداوند مرا مريض كند ، اين بدين سبب است كه علّت بيشتر بيماريها افراط و تفريط خود انسان است در خوردنيها و نوشيدنيها و جز آن .
أَطْمَعُ أَنْ يَغْفِرَ لِي خَطِيئَتِي
؛ حضرت ابراهيم به طور قطع نفرمود كه خدا مرا مىآمرزد بلكه فرمود : اميدوارم كه خدا از خطاهاى من درگذرد اين فقط از راه توجّه كامل به لطف خداوند و قطع اميد از هر چيز ديگرى است . [ كه اين حالت را اصطلاحا « انقطاع الى اللَّه » مىگويند ] و ممكن است مراد اين باشد كه : من اميدوارم
هامش
( 1 ) - طائفهء قدرتمندى كه در مقابل من بودند گمان مىكردم كه دشمنان منند در حالى كه دوستان بودند .
( 2 ) - در اين مورد برخى از مفسّران بر اين عقيدهاند كه ميان بت پرستان كسانى بودند كه علاوه بر بتها خدا را نيز پرستش مىكردند و حضرت ابراهيم با رعايت اين موضوع خدا را استثنا مىكند ، كه در اين صورت استثناى متّصل است . از تفسير نمونه ، ج 15 ، ص 265 ، با تصرّف - مترجم .