تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 362

مساهمون:

ص٣٦٢
كه در روايت گفته شده است « 1 » و ممكن است كه براى جنس باشد در اين صورت تمام ستمكارانى را كه در گمراهى از دوستانشان پيروى مىكنند ، در بر مىگيرد . اين كه ( ستمكاران ) آرزو مىكنند كه اى كاش با پيامبر همراه بوديم و راه حق را با او مىرفتيم و مىگويند :
« يا وَيْلَتى »
اين كلمه در اصل يا ويلتى بوده و « يا » تبديل به الف شده است همانطور كه در كلمهء « صحارى » و « مدارى » « 2 » چنين شده است . [ كه صحارى و مدارى بوده است ] .
« فُلاناً »
كلمهء فلان كنايه از اشخاص است ( همان كسانى كه باعث گمراهى شده‌اند ، پدر ، يا دوست ، يا شيطان ) چنان كه كلمهء هن كنايه از جنس است .
« عَنِ الذِّكْرِ »
منظور از ذكر ، خدا ، يا قرآن ، يا پيروى از پيامبر است . « الشّيطان » يا اشاره به دوست آن گمراه است و او را شيطان گفته‌اند براى اين كه باعث گمراهى دوستش شده است همانطور كه شيطان گمراه مىكند و سرانجام هم نه به او يارى مىكند و نه سودى به حال او دارد ، يا منظور ابليس است زيرا اوست كه انسان را به دوستى با گمراهان و مخالفت با پيامبر وادار مىكند و سپس دست از يارىاش بر مىدارد . و احتمال دارد كه عبارت :
« وَ كانَ الشَّيْطانُ »
سخن ستمكاران ، و يا سخن خداوند باشد .
« الرَّسُولُ »
؛ مقصود حضرت محمّد صلى اللَّه عليه و آله مىباشد و قومش ( طائفهء ) قريش است كه خداوند از زبان آن حضرت شكايت از قومش را بيان كرده است . « مهجورا » او را ترك كرده و به او ايمان نياوردند .
هامش
( 1 ) - آن كس « عقبة بن ابى معيط » است و گويند اين آيه در بارهء وى نازل شده است . تفسير كشّاف ، ج 3 ، ص 276 . ( 2 ) - اين كلمه جمع مدراء است ، بنى مدراء يعنى اهل الحضر ( شهر نشينان ) لسان العرب .