خود گنهكار و مقصّراند از آوردن محاكمه به سوى تو ، سرباز مىزنند ، زيرا مىدانند كه تو تنها به حقّ محض و عدل خالص حكم مىكنى ، و حق هم تلخ است ؛ امّا اگر پى برند به اين كه دعوا به سود آنها و به ضرر خصم است ، زود براى گرفتن حقّشان مىشتابند ، و راضى نمىشوند مگر به حكومت تو تا ، آنچه براى آنها بر عهدهء طرف مقابلشان ثابت شده بگيرى .
بَلْ أُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ
؛ اينها كه به خدا و رسولش ايمان دارند و وضع پيامبر را مىدانند ، بيم آن را ندارند كه خدا و رسولش بر آنها ستم كنند بلكه ، خودشان ظالمند كه مىخواهند به كسى ستم كنند كه حقّ به سود او و بر ضرر آنهاست .
« يتقه » : اين فعل به چند طريق خوانده شده : بكسر « قاف » و « هاء » در حال وصل و غير آن و به سكون « هاء » و سكون « قاف » ( يتقه ) ، و سكون « ق » و كسر « ها » : ( يتقه ) همان قرائت مشهور ، و وجه اين قرائت آن است كه « تقه » را تشبيه به « كتف » كرده و آن را تخفيف داده « 1 » ، مثل قول شاعر : قالت سليمى اشتر لنا سويقا « 2 » ( در فعل « اشتر » به دليل ضرورت « راء » مكسور ، ساكن شده است . )
وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ
؛ ابن عباس گفته : هر كس اطاعت كند ، خدا را در فرائض ، و پيامبرش را در سنن ، و در بارهء گناهان گذشتهاش از خدا بيم داشته باشد و در آينده هم از اهل تقوا و پرهيزكارى باشد ، ( اهل نجات و كاميابى خواهد بود ) .
[ سوره النور ( 24 ) : آيات 53 تا 55 ]
وَ أَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَيْمانِهِمْ لَئِنْ أَمَرْتَهُمْ لَيَخْرُجُنَّ قُلْ لا تُقْسِمُوا طاعَةٌ مَعْرُوفَةٌ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِما تَعْمَلُونَ ( 53 ) قُلْ أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّما عَلَيْهِ ما حُمِّلَ وَ عَلَيْكُمْ ما حُمِّلْتُمْ وَ إِنْ تُطِيعُوهُ تَهْتَدُوا وَ ما عَلَى الرَّسُولِ إِلاَّ الْبَلاغُ الْمُبِينُ ( 54 ) وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضى لَهُمْ وَ لَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً يَعْبُدُونَنِي لا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئاً وَ مَنْ كَفَرَ بَعْدَ ذلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ ( 55 )
هامش
( 1 ) - هم چنان كه « تاء » از « كتف » براى تخفيف ساكن مىشود : « كتف » گفته مىشود ، اين جا نيز « تقه » گفته مىشود ( مجمع البيان ) .
( 2 ) - سليما گفت : براى ما سويق بخر . شعر بعدش چنين است : و هات خبز البرّ او دقيقا ، و نان گندم يا آرد بياور .