است . « مبين » آشكار همراه آيات و معجزات .
« وَعَدَ اللَّهُ »
خدا به مؤمنانى كه مطيع فرمان او و پيامبرش هستند وعده داده است كه دين اسلام را بر كفر پيروز گرداند و زمين را به ارث آنان در آورد و آنها را در زمين جانشين قرار دهد چنان كه در بارهء بنى اسرائيل همين كار را انجام داد ، يعنى وقتى كه دشمنان ستمگر را به هلاكت رساند ، زمينها و ثروتهايشان را به ارث بنى اسرائيل در آورد ، و نيز به آنها وعده داد كه : دين آنها را قوى سازد همان دينى كه آنها را فرمان داد تا به آن پايبند ، شوند .
مقصود از تمكين دين ، پا بر جا ساختن و استحكام آن است و اين كه آن را بر تمام اديان غلبه دهد ، چنان كه پيامبر صلى اللَّه عليه و آله فرموده است :
زويت لى الارض فأريت مشارقها و مغاربها و سيبلغ ملك امتى ، ما زوى لى منها ؛
زمين براى من جمع شد پس نواحى شرق و غربش را ديدم و به زودى فرمانروايى امّت من به قسمتهايى از زمين كه براى من جمع شده بود ، خواهد رسيد ، و نيز مقداد از آن حضرت نقل كرده كه فرموده است :
لا يبقى على وجه الارض بيت مدر و لا و بر « 1 » الّا ادخله اللَّه كلمة الاسلام . . .
هيچ خانهاى گلين يا مويين در روى زمين باقى نمىماند مگر اين كه خداوند به وسيلهء عزّت دادن به عزيزى يا ذليل ساختن ذليلى نداى اسلام را به آن جا مىرساند ، يا اين كه به آنها عزّت مىدهد و از اهل كلمهء اسلام مقرّرشان مىدارد ، و يا ذليلشان مىكند تا در برابر كلمهء اسلام سر تعظيم فرود آورند .
كَمَا اسْتَخْلَفَ
؛ با ضمّ « تاء » به صورت مجهول نيز خوانده شده است .
« و ليبدّلنّهم » ؛ اين كلمه از مصدر « ابدال » باب افعال نيز خوانده شده است .
« يعبدوننى » ممكن است استيناف باشد يعنى آن گاه مرا عبادت مىكنند و . . . ممكن
هامش
( 1 ) - در تفسير نمونه به نقل از تفسير قرطبى به جاى و بر ، حجر آمده بنا بر اين معنايش اين مىشود : هيچ خانهاى از گل يا سنگ ، نمىماند مگر اين كه . . . تفسير نمونه ، ج 14 ، ص 532 .