تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 320

مساهمون:

ص٣٢٠
2 - خداى را نزد عملش در كمينگاه مىبيند كه سزايش را كاملا به او مىدهد . اين جمله ، هر چند در ظاهر امر ، بيان حال ظمآن ( تشنه ) است اما در واقع شرح حال كفّار است ، و مفاد سه آيهء ذيل نيز همين است : 1 -
وَ قَدِمْنا إِلى ما عَمِلُوا مِنْ عَمَلٍ ، فَجَعَلْناهُ هَباءً مَنْثُوراً
؛ « به عملهايى كه كرده‌اند بپردازيم و آن را غبارى پراكنده سازيم » ( فرقان / 22 ) . 2 -
عامِلَةٌ ناصِبَةٌ
؛ « در كارهايشان رنج و مشقّت است » ( غاشيه / 3 ) . 3 -
يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعاً
؛ « آنها مىپندارند كه عمل نيك انجام مىدهند » ( كهف / 104 ) .
« بَحْرٍ لُجِّيٍّ »
درياى پر آب ، منسوب - به « لج » كه به معناى آب فراوان و قسمت معظم از درياست . « يغشاه » دريا را موجى پوشانده كه بر فراز آن موج ، موجى ديگر و روى آن موج ، ابرى قرار دارد . « ظلمات » مراد از تاريكها تاريكى دريا ، تاريكى موج ، و تاريكى ابرها مىباشد . « اذا خرج » هر گاه ، انسانى كه در آن ظلمتها قرار گرفته دستش را جلو رويش بگيرد نتواند آن را ببيند .
لَمْ يَكَدْ يَراها
؛ نزديك نيست كه آن را ببينيد ، اين جمله تأكيد در نديدن است . اين آيه ، تشبيه دومى است براى اعمال كافران كه به سبب خالى بودن از نور حق و ظلمانى بودنش باطل است و شبيه به تاريكهاى روى هم قرار گرفته مىباشد .
وَ مَنْ لَمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُوراً
؛ و كسى كه خدا برايش نورى قرار نداده يعنى به او لطف نكرده و موفّقش نداشته ، در تاريكى باطل قرار دارد و روشنى و نورى برايش نيست . « سحاب » اين كلمه به دو طريق خوانده شده است نخست : سحاب ظلمات بنا بر اضافه . دوم به رفع و تنوين ( بدون اضافه ) . و ظلمات به جرّ بدل است از « ظلمات » در اول آيه : ( او كظلمات ) . « صافّات » ( پرندگانى كه ) بالهاى خود را در هوا مىگسترانند .
« قَدْ عَلِمَ »
ضمير مستتر در اين فعل ، يا به خداوند بر مىگردد يا به « كل » ، همچنين