نُورٌ عَلى نُورٍ
؛ و آن نورى است دو چندان كه نور زيت و نور خود چراغ و نور شيشه ، در آن ظهور يافته و ديگر چيزى نمىماند كه موجب تقويت نور باشد .
در بارهء حقيقت اين نور كه خداوند به خود نسبت داده و آنچه اين نور را به آن تشبيه كرده ، مفسّران اختلاف كردهاند ، اكثريّت بر اين عقيدهاند كه منظور نور پيغمبرمان حضرت محمّد صلى اللَّه عليه و آله مىباشد و گويى چنين فرموده است : مثال محمّد صلى اللَّه عليه و آله كه رسول خداست همانند مشكاة است و مصباح ، قلب آن حضرت و زجاجه ، سينهء او مىباشد كه آن را به ستارهء درخشان تشبيه كرده ، و سپس برگشته به قلب آن حضرت كه تشبيه به مصباح شده ، و فرموده است :
« يُوقَدُ مِنْ شَجَرَةٍ . . . »
اين مصباح ، بر افروخته مىشود از درخت با بركت ، يعنى حضرت ابراهيم ، كه اكثر انبياء از نسل او مىباشند . و مىتوان گفت منظور از شجرهء مباركهء : شجرهء وحى است ، و اين كه ( محمّد صلى اللَّه عليه و آله ) نه شرقى و نه غربى است يعنى نه ، مسيحى است و نه يهودى چون نصارى به طرف مشرق و يهوديان به طرف مغرب نماز مىخوانند .
يَكادُ زَيْتُها يُضِيءُ وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نارٌ
؛ پيش از آن كه پيامبر اعلام نبوّت كند و مردم را به خود دعوت فرمايد نزديك است ( معجزات ) و نشانههاى نبوّت ، خود گواه و شاهد بر آن باشند ، يا اين كه اگر هيچ كدام از معجزاتش هم ديده نمىشد نزديك بود كه صدق نبوّت و راستى پيامبرىاش ظاهر و آشكار شود ، چنان كه عبد اللَّه بن رواحه مىگويد : « اگر در مورد صدق نبوّت پيامبر آيات بيان كننده هم نمىبود بداهت آن ، تو را بر وحى بودنش آگاه مىكرد . » از امام باقر عليه السّلام نقل شده است كه مراد از مشكاتى كه مصباح در آن قرار دارد ، نور دانش در سينهء پيامبر است ، و مقصود از « زجاجه » سينهء على عليه السّلام است كه پيامبر با تعليم خود ، علمش را به آن منتقل كرد . و مراد از جملهء يكاد زيتها يضيء و لو لم تمسسه نار ، اين است كه به زودى عالم آل محمّد صلى اللَّه عليه و آله حقايق را بازگو كند پيش از آن كه كسى از او سؤال كند و منظور از نور على نور اين است كه پس از هر كدام از