تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 314

مساهمون:

ص٣١٤
همزهء آخر : « درئ » بر وزن « سكيت » خوانده‌اند ، كه گويا ، اين ستاره با روشنايى خود ، تاريكى را دور مىكند ، و درّى بر وزن مرّيق يعنى ، زرد يا سرخ . « يوقد » اين چراغ از درختى شعله مىگيرد ، يعنى منشأ روشنايىاش از درخت زيتون است ، مادهء اصلى آن از روغن آن درخت سرچشمه گرفته ، هر كس اين فعل را « توقد » با « تاء » خوانده ، فعل را به « زجاجه » نسبت داده است ، و تقدير آن ، مصباح الزّجاجة است كه مضاف ، حذف شده ، و « يوقد » با « ياء » نيز قرائت شده است .
« مُبارَكَةٍ »
درختى پر سود و بركت كه چراغ با روغن آن روشن مىشود و به وسيلهء آن ادامه پيدا مىكند و از هيزم و خاشاكهاى آن كسب آتشگيره مىكنند و با خاكسترش ابريشم را مىشويند . و درخت زيتون نخستين درختى است كه بعد از طوفان نوح در آن سرزمينى كه خداوند بركات خود را در آن جا ، براى جهانيان نازل فرمود ، روييد . بعضى گفته‌اند : سرزمين مبارك به اين سبب است كه هفتاد نفر پيغمبر در آنجا بركت گرفتند كه از جملهء آنها حضرت ابراهيم عليه السّلام بود .
لا شَرْقِيَّةٍ وَ لا غَرْبِيَّةٍ
؛ نه شرقى است نه غربى ، زيرا محلّ رويش آن ، شام است كه ميان مشرق و مغرب قرار دارد و بهترين زيتون ، زيتون شام است . بعضى گفته‌اند : يعنى نه سايهء طرف شرق بر آن مىافتد و نه سايهء غرب ، بلكه آفتاب بر آن مىتابد نه درختى بر آن سايه مىافكند و نه كوهى ، بنا بر اين ، روغنش صافتر و بهتر است و بعضى گفته‌اند : نه در جاى تاريكى است كه شعاع خورشيد به آن نرسد و نه در محل تابش آفتاب است كه سايه بر آن نيفتد ، بلكه آفتاب و سايه پشت سر يكديگر بر او وارد مىشوند . حسن بصرى گفته است : از درختهاى دنيا نيست كه شرقى يا غربى باشد .
يَكادُ زَيْتُها يُضِيءُ
؛ از شدّت صافى و درخشندگى نزديك است همان روغنش بدون آتش ، نور و ضياء دهد .
تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 314 | الشيخ الطبرسي / شادمهرى