و مرفوع است .
« زبرا » : در اين كلمه دو وجه ذكر شده است :
الف : زبر ( با ضم هر دو ) جمع زبور يعنى كتابهاى مختلف به اين شرح : كه دين توحيدى خود را تبديل به اديان مختلف كردند .
ب : برخى « زبرا » با ضم « ز » و فتح : « ب » خواندهاند يعنى « قطعهها » از « زبر الفضّة و الحديد » پارههاى نقره و آهن استعاره آورده شده است .
« كل حزب » هر گروهى از اين گروههاى مختلف كه دينشان را تكه پاره كردهاند ، به همان دين باطل خود خوشحالند و معتقدند كه بر حقّاند و از آن راضى هستند .
فَذَرْهُمْ فِي غَمْرَتِهِمْ حَتَّى حِينٍ
؛ پس آنها را در جهل و بىخبرى كه فرو رفتهاند ، رها كن تا وقتى كه كشته شوند يا بميرند . « غمره » در اصل به معناى آبى است كه تمام قدّ آدمى را بپوشاند . و ممكن است به اين وسيله خداوند كافران را به دليل باطلى كه در آن قرار داشتند به كسانى تشبيه كرده باشد كه در ميان تراكم آب به بازى مشغول هستند چنان كه ذو الرّمّه مىگويد : كأننى ضارب فى غمرة لعب ( گويا من شناورى هستم كه در ميان آب فراوان بازى مىكنم ) .
أَ يَحْسَبُونَ أَنَّما نُمِدُّهُمْ بِهِ ، مِنْ مالٍ وَ بَنِينَ
؛ آيا كفّار اين امداد و مهلتى را كه ما با دادن اموال و فرزندان به آنها مىدهيم ، به عنوان سرعت در نيكيها و تعجيل در پاداش اعمال ، پيش از فرا رسيدن وقتش ، گمان مىكنند و حال آن كه اين امر جز كشاندن تدريجى آنان به سوى هلاكت چيزى نيست .
« بَلْ لا يَشْعُرُونَ »
كلمهء « بل » استدراك ، براى
« أَ يَحْسَبُونَ »
است ، يعنى بلكه آنها همانند بهائماند و از هوشمندى برخوردار نيستند تا بينديشند و بدانند كه آيا اين امر استدراج است يا سرعت در اعطاى ثواب اعمال نيك . ضميرى كه از خبر « ان » در « انما » به اسمش بر مىگردد محذوف مىباشد و تقدير آن چنين است : نسارع به .