به جاى افعال خود قرار مىگيرند يعنى بعدوا ، و هلكوا ( دور و هلاك شدند ) گفته مىشود : بعدا و بعدا مثل قول شاعر :
اخوتى لا تبعدوا ابدا * و بلى و اللَّه قد بعدوا
( برادران ! هرگز دور نشويد آرى سوگند به خدا ، دور شدند ) .
كلمهء « ظالمين » ويژگى كسانى را بيان مىكند كه نفرين به هلاكت شدند چنان كه در تفسير
« لِما تُوعَدُونَ »
ذكر شد . « اجلها » وقتى كه براى هلاكت آنها معيّن شده است .
« تترى » بر وزن فعلى ، « الف » براى تأنيث است معناى آيه اين است كه ما پيامبرانمان را پشت سر هم فرستاديم كه هر كدام ديگرى را پيروى مىكند . بعضى با تنوين : « تترى » خواندهاند كه « تاء » اول بدل از « واو » است .
أَرْسَلْنا رُسُلَنا
؛ خداوند در اين آيه « رسل » را به خود نسبت داده ولى در
( جاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَيِّناتِ )
به امّتهايشان نسبت داده و سببش آن است كه اضافه و انتساب با يك رابطهء تحقّق مىيابد و پيامبر ، هم با فرستنده يعنى خدا ، و هم با ملّتى كه به سويشان فرستاده شده پيوستگى و ارتباط دارد .
« فَأَتْبَعْنا »
امّتها و ملتها را در به هلاكت رساندن ، بعضى را پيرو ، و پشت سر بعضى ديگر آورديم و آنها را سرگذشتهايى كه در شب نشينىها گفته و مورد تعجّب واقع شود ، قرار داديم .
« احاديث » اسم جمع براى : « حديث » است و جمع « احدوثه » هم مىباشد ، مثل « اعجوبه » و « اضحوكه » مراد چيزى است كه مردم با تعجّب و شگفتى از آن سخن مىگويند و منظور آيه همين است .
وَ سُلْطانٍ مُبِينٍ
؛ مقصود از اين كلمه در اين جا عصاى حضرت موسى است ، زيرا عصا از مهمترين معجزات آن حضرت بود ، و معجزات بسيارى به وسيلهء آن بوده است از قبيل شكافتن دريا و جارى شدن چشمهها از سنگ ، با زدن عصا بر آنها ، و