زمين است راند » ( زمر / 20 ) و همانطور كه قدرت بر فرود آوردن آب از آسمان داريم به انواع گوناگون نيز مىتوانيم آن را از بين ببريم .
« فَأَنْشَأْنا »
از درختها ، به ذكر سه نوع خاص : ( خرما و انگور و زيتون ) اكتفاء فرموده ، به اين جهت كه اينها پر بارترين و سودمند ترين درختان مىباشند . و به اين دليل نخلهاى خرما و انگور را به اين صفت متّصف فرموده كه : ميوهء آنها داراى دو ويژگى است : هم عنوان ميوهاى دارد كه از خوردنش لذّتى نصيب انسان مىشود ، و هم جنبهء غذايى دارد كه خشك و تازهاش به عنوان طعام ، مصرف مىشود و به همين دليل بر يكديگر عطف به واو شدهاند . و اهميت زيتون به اين جهت است كه روغنش براى روشنايى و هم براى تهيّهء خوراكى مفيد ، و سودمند است
« وَ شَجَرَةً »
اين كلمه عطف بر « جنّات » است .
« سيناء » را با كسر و فتح « س » هر دو خواندهاند . اگر با كسر خوانده شود ، دليل غير منصرف بودنش اين است كه : معرفه ، و عجمى ، يا مؤنّث است زيرا مقصود از آن « بقعة » مىباشد نه به خاطر وزنش چرا كه « الف » وزن « فعلاء » به كسر « فاء » مانند « الف » صحرا علامت تأنيث نمىباشد .
« طُورِ سَيْناءَ
و
طُورِ سِينِينَ »
دو حالت دارد : يا كلمهء « طور » كه به معناى كوه است اضافه شده به بقعهاى كه اسم آن ، سيناء ، يا سينون است يا اين كه مجموع مضاف و مضاف اليه بطور مركّب نامى است براى آن كوه ، مثل امرء القيس .
تَنْبُتُ بِالدُّهْنِ
؛ جارّ و مجرور در محلّ حال است ، يعنى تنبت و فيها الدّهن :
درخت مىرويد در حالى كه در آن روغن وجود دارد و اين كلمه را « تنبت » ثلاثى مزيد و از باب افعال نيز خواندهاند كه با اين قرائت در معنايش دو احتمال وجود دارد :
1 - « أنبت » به معناى « نبت » باشد مثل قول زهير :