تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 242

مساهمون:

ص٢٤٢

ترجمه :

ما انسان را از عصاره‌اى از گل آفريديم . ( 12 ) سپس آن را نطفه‌اى در قرارگاه مطمئن ( رحم ) قرار داديم . ( 13 ) و سپس نطفه را به صورت خون بسته و آن را به صورت گوشت جويده و آن را به صورت استخوانها در آورديم و بعد به استخوانها لباسى از گوشت پوشانيديم و از آن پس آن را با آفرينش تازه‌اى ايجاد كرديم ، پس بزرگ است خدايى كه بهترين آفرينندگان مىباشد . ( 14 ) شما پس از اين حتما و يقينا خواهيد مرد . ( 15 ) سپس در روز رستاخيز بر انگيخته مىشويد . ( 16 ) ما بر بالاى سر شما ، هفت طبقه قرار داده و از خلق خود غافل نيستيم . ( 17 ) و ما از آسمان ، به اندازهء معيّن ، آبى را فرود آورديم و آن را در زمين ساكن ساختيم ، و نيز ما بر اين كه آن را از بين ببريم توانا و قادريم . ( 18 ) پس به وسيلهء آن براى شما باغهايى از نخلهاى خرما و انگور ايجاد كرديم كه در آن ميوه‌هاى بسيار است و از آن تناول مىكنيد . ( 19 ) و درختى براى شما آفريديم كه از طور سينا مىرويد و روغن و خورشت براى خورندگان ثمر مىدهد . ( 20 )

تفسير :

مِنْ سُلالَةٍ مِنْ طِينٍ
؛ « سلالة » : خلاصهء چيزى است كه ناخالصيهايش گرفته شده باشد . از حسن بصرى نقل شده كه مراد آبى است كه در ميان گل وجود دارد . معناى آيه اين است كه ما نخست ، اصل انسان را از گل آفريده و سپس آن را نطفه ساختيم . « من » اول براى ابتدا و دوم بيانيه است . « قرار » : جايگاه و محلّ قرار گرفتن است كه مراد رحم مىباشد ، و آن را به « مكين » توصيف فرموده كه در اصل صفت براى چيزى است كه در مكان قرار مىگيرد مثل « طريق سائر » كه سير كننده در حقيقت صفت طريق نيست بلكه صفت موجودى است كه در آن ، راه مىرود ، و مىتوان گفت منظور از توصيف « قرار » به « مكين » موقعيت و شرافت ، خود رحم مىباشد . زيرا رحم به خودى خود از مكانت و موقعيت برخوردار است .