صلوتهم خاشعون » خشوع در نماز به معناى فروتنى و خشيت « 1 » در دل است علت اين كه « صلوة » را به ضمير « هم » اضافه كرده اين است كه تنها مؤمنان از آن سود مىبرند و نماز ، توشه و ذخيرهء آنهاست و همانند هستند كه براى خداى بىنياز نماز مىگزارند . « لغو » : گفتار و يا كردار بىفايده است مانند شوخى و بازى ، يعنى كوشش و جديّت در امور ، آنها را از مسخرگى و بيهودگى و فرو رفتن در امور باطل و همهء گناهان باز داشته است و خداوند به دنبال توصيف مؤمنان به خشوع در نماز ، آنها را به دورى كردن از لغو ، نيز وصف كرده تا فعل و ترك را در آنان جمع كرده باشد .
وَ الَّذِينَ هُمْ لِلزَّكاةِ فاعِلُونَ
؛ زكات اسمى است كه مشترك ميان موجود مادّى و امر معنوى . زكات در اشياى مادّى مالى است كه زكات دهنده آن را از ميان ثروت خود خارج مىكند و زكات معنوى ، عمل تزكيه است ( يعنى هر كارى كه موجب پاكى روح او شود ) و مراد از زكات در آيه همين است . « 2 » و مصدرى نيست مگر اين كه از معناى آن تعبير به « فعل » و از ايجاد كنندهء آن تعبير به فاعل مىشود ، چنان كه در معناى « ضارب » فاعل الضّرب مىگويند .
مثل شعرى كه براى اميّة بن ابى صلت گفته شده است :
المطعمون الطعام فى السنة * الازمة و الفاعلون للزكوات .
هامش
( 1 ) - خشوع به معناى حالت تواضع و ادب جسمى و روحى است كه در برابر شخص بزرگ يا حقيقت مهمّى در انسان پيدا مىشود و آثارش در بدن ظاهر مىگردد و در بارهء خشوع حديثى نقل شده است كه پيامبر صلى اللَّه عليه و آله مردى را ديدند در حالى كه نماز با ريش خود ، بازى مىكند فرمود اگر دلش خشوع مىداشت اعضايش نيز خاشع بود ، از اين حديث مىفهميم كه خشوع يك حالت درونى است كه در برون نيز اثر مىكند ( نه تنها يك عمل ظاهرى ) تفسير نمونه .
( 2 ) - اين حرف را كه برخى مفسّران از قبيل فخر رازى و آلوسى در روح البيان و راغب در مفردات نقل كردهاند كه زكات در اين آيه به معناى هر كار نيك يا تزكيه و پاكسازى روح است بعيد به نظر مىرسد زيرا در قرآن هر جا كه زكات و نماز با هم ذكر مىشوند به همان معناى انفاق مالى است و معناى ديگر نياز به قرينهء روشنى دارد كه در اين جا نيست . تفسير نمونه ، ج 14 ، ص 197 .