كه ( به فساد ) در آيات ما كوشيدند به قصد آن كه پيامبر را در انجام وظيفهاش ناتوان كنند ، خودشان اهل دوزخند . ( 51 )
تفسير :
در اين آيات خداوند متعال به مخالفان و گنهكاران تذكّر مىدهد كه در روى زمين به سير و سياحت بپردازند و گورهاى مردم سركش كه خداوند آنها را به هلاكت رسانده مشاهده كنند و از آن عبرت بگيرند يعنى آنچه را از تفكّر توحيدى كه لازم است با انديشه و عقل خود دريابند و آنچه را شنيدنش ضرورى است از زبان وحى بشنوند .
فَإِنَّها لا تَعْمَى الْأَبْصارُ وَ لكِنْ تَعْمَى الْقُلُوبُ
؛ ضمير در « انها » مبيّن قصّه و شأن است كه گاهى مؤنّث مىآيد ، و مىتواند ضمير مبهم باشد كه كلمهء « ابصار » مفسّر آن باشد و ضمير در فعل « تعمى » به آن برگردد . براى معناى اين آيه دو احتمال گفته شده است :
نخست اين كه : چشمهاى ظاهرشان سالم و بىعيب است ، اما ديدههاى دلشان معيوب و نابيناست .
دوم اين كه : چون نابينايى ظاهرى مهمّ نيست ، پس گويى فرموده است : كورى چشم ظاهر در مقابل كورى دل ، كورى نيست .
عبارت
« الَّتِي فِي الصُّدُورِ »
دلهايى كه در سينهها قرار دارد تأكيد براى « قلوب » است مثل
يَقُولُونَ بِأَفْواهِهِمْ
؛ « با دهنهايشان مىگويند » ( آل عمران / 167 ) . « افواه » تأكيد « يقولون » است . توضيح آن كه جايگاه ( اصلى ) نابينايى قلب است نه چشم .
وَ يَسْتَعْجِلُونَكَ بِالْعَذابِ
؛ در اين آيه خداوند تعجيل در عذاب موعود را كه از طرف كفّار پيشنهاد مىشد مورد اعجاب و انكار قرار داده كه گويى آنها فوت عذاب را ممكن مىدانستند و حال آن كه خداوند خلف وعده نمىكند و به طور يقين عذابى كه خدا وعده داده به آنها خواهد رسيد ولى چون خداوند داراى صفت حلم