هدانا و الحمد للَّه على ما رزقنا من بهيمة الانعام .
« بهيمة » : اين كلمه شامل هر چهارپايى مىشود ، اما در اين جا كه با كلمهء « انعام » توضيح داده شده است منظور : شتر و گاو ، و ميش و بز است . امر به خوردن از گوشت اينها امر اباحه و جواز است نه وجوب و علّت آن اين است كه مردم زمان جاهليت از گوشت قربانيان خود نمىخوردند . و مىتواند امر را استحبابى دانست ، چون در اين كار مساوات و هماهنگى ميان فقرا و اغنياء حاصل مىشود . « بائس » :
كسى است كه گرفتار مصيبت و ناراحتى شود .
قضاى تفث ، يعنى كوتاه كردن شارب و ناخنها و تراشيدن موى زهار و بوى خوش به كار بردن « تفث » : و به معناى چرك و كثافت است و مراد از آن در آيه اين است كه در حجّ تقصير كنيد و كثافتها و آلودگيهاى خود را بر طرف سازيد .
وَ لْيُوفُوا نُذُورَهُمْ
؛ وفا به عهدهاى خود كنند ، مقصود اعمال واجب در حجّ و يا كارهاى نيكى كه نذر كردهاند تا در ايّام حج انجام دهند .
وَ لْيَطَّوَّفُوا بِالْبَيْتِ الْعَتِيقِ
؛ منظور طواف زيارت است . مفسّران شيعه گفتهاند : مراد طواف نساء است كه به آن وسيله زن بر مرد حلال مىشود و پس از طواف زيارت تحقّق مىيابد .
« عتيق » : قديمى ، زيرا خانهء كعبه نخستين خانهاى است كه براى مردم بنا شده است و بعضى گفتهاند يعنى از شرّ جبّاران آزاد شده ( نجات يافته ) است . چه بسا ستمكارانى كه در صدد خراب كردن آن بر آمدند و خداوند آنان را از اين عمل باز داشت و برخى گفتهاند يعنى : از غرق نجات يافته و برخى ديگر گفتهاند : عتيق يعنى كريم و بزرگوار زيرا از بزرگوارى آن خانه است كه همه چيز در آنجا آزاد است از عتاق الطّير و الخيل ، گرفته شده يعنى : پرنده از قفس آزاد و اسب از سوارى در امان است .