تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 189

مساهمون:

ص١٨٩
گفته مىشود : خلّق السّواك : يعنى چوب مسواك را راست و درست و بىعيب ساخت .
مُخَلَّقَةٍ وَ غَيْرِ مُخَلَّقَةٍ
: گويى حق تعالى بعضى گوشتها را به صورتى كامل و بىعيب در مىآورد و برخى را بر عكس آن ؛ و از اين جهت انسانها در آفرينش و چهره‌ها و تام الخلقه و ناقص الخلقه بودن متفاوتند .
« لِنُبَيِّنَ »
: تا با اين آفرينش تدريجى قدرت و حكمت خود را براى مردم آشكار كنيم و هر كس بتواند بشر را در اوّل از خاك و سپس از نطفه بيافريند ، و قدرت داشته باشد كه نطفه را علقه را مضغه قرار دهد و بر آن استخوان بروياند ، مىتواند پس از مردن او را به حالت نخست بر گرداند . « و نقرّ » : و آن را در شكم مادران تا وقتى كه مصلحت بدانيم نگه مىداريم . اجل مسمّى به معناى وقت وضع حمل است و آنچه را نخواهيم كه در رحم بماند ، آن را سقط مىكنيم . « طفلا » : مفرد آوردن اين كلمه به اين جهت است كه دلالت بر جنس كند ، يا به اين معناست كه سپس هر كدام از شما را به صورت طفل خارج مىكنيم . « ثمّ لتبلغوا اشدّكم » : تا به حدّ رشد رسيد و عقل شما كامل شود و صورت ظاهرى و قدرت بدنى و امتياز ميان خوب و بد در ذهن شما پيدا شود . « اشدّ » : از جمعهايى است كه مفرد ندارد ، گويا بلوغ شدّتى است در اشياء ( و جهات ) متعدد . و از اين جهت با بناى جمع آورده است .
« أَرْذَلِ الْعُمُرِ »
: پيرى و نادانى تا آن جا كه برمىگردد و به حالت اوّلى و كودكى .
لِكَيْلا يَعْلَمَ مِنْ بَعْدِ عِلْمٍ شَيْئاً
؛ ( آدمى كه پير مىشود ) بسيار فراموشكار شود بحدّى كه اگر مطلبى را ياد گيرد همان ساعت فراموش كند و حتى چيزهايى را كه از قبل هم به ياد داشته فراموش مىكند .
وَ تَرَى الْأَرْضَ هامِدَةً
؛ زمين را خشك و بىگياه مىبينى ، اين دليل ديگرى است ( از جهان طبيعت ) براى امكان وقوع قيامت ، و چون دليلى روشن و محسوس است ،
تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 189 | الشيخ الطبرسي / شادمهرى