ضمير « هاء » مال زلزله است . تذهل از مصدر « ذهول » يعنى سراسيمه از چيزى غافل شدن . « مرضعه » : زنى است كه پستانش را به دهان كودك گذارده و « مرضع » بدون « ها » زنى است كه شأنش اين است ( اگر چه الآن مشغول نيست ) معناى آيه اين است كه ترس و وحشت زلزلهء روز قيامت به طورى است كه وقتى زن را كه پستان در دهان بچهاش دارد ، ناگهان فرا بگيرد از شدّت هول و هراس پستانش را از دهان وى بيرون مىآورد .
« عمّا ارضعت » : از شير دادن ( ما ، مصدريه ) ، يا از بچهاى كه شير داده است ( ما ، موصوله ) ، از حسن نقل شده است كه در روز قيامت ، زن شير ده ، بچهاش را از شير مىگيرد و حال آن كه وقت از شير گرفتنش نرسيده است ، و زن باردار وضع حمل مىكند پيش از آن كه حملش كامل شده باشد .
وَ تَرَى النَّاسَ سُكارى وَ ما هُمْ بِسُكارى
؛ اين كلمه بر وزن كسالى مىباشد ، و « سكرى » و « بسكرى » نظير « عطشى » در مؤنث عطشان نيز خوانده شده است .
معناى آيه اين است كه : مردم را از شدّت ناراحتى مست مىبينى ، در حالى كه مست شراب نيستند امّا كيفر الهى عقلهاى آنها را از بين برده است .
وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يُجادِلُ فِي اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ
؛ بعضى از مردم بدون علم در بارهء خدا مجادله مىكنند .
گفتهاند : آن كسى كه بدون علم در بارهء خدا بحث و مجادلهء مىكرد ؛ نضر بن حارث بود كه منكر حشر و نشر و قيامت بود و مىگفت : قرآن افسانههاى پيشينيان است ( حقيقتى ندارد ) و فرشتگان دختران خدايند .
بعضى گفتهاند : مراد شخص خاصّى نيست بلكه شامل تمام كسانى است كه در بارهء صفات و افعالى كه بر خدا جايز است و يا در صفات و افعالى كه بر او جايز نيست ، به جدل مىپردازند و به علم و برهان مراجعه نمىكنند ، و در اين امر از هر شيطان سركش و فرو رفته در گمراهى پيروى مىكنند و او نيز ايشان را از راه راست