تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 143

مساهمون:

ص١٤٣
3 - گفته شده است ، يعنى آسمان و زمين را به وسيلهء باران و گياه گشوديم بعد از آن كه ميان پر و به هم پيوسته بودند و اين قول از ائمه عليهم السّلام روايت شده است . « كانتا » دليل اين كه فعل را مثنّاى مؤنّث آورده ، نه جمع مؤنّث ، اين است كه مقصود انبوه آسمانها و انبوه زمين است ، چنان كه در عبارت لقاحان سوداوان ، صفت را به اين دليل مؤنّث آورده‌اند كه مراد از « لقاحان » جماعتان مىباشد ، يعنى در آيه ضمير را به اعتبار معنا ، مثنّاى مؤنّث آورده چنان كه در مثال « سوداوان » را كه اسم ظاهر و صفت است ، به اعتبار معنا يعنى جماعتان ، مثنّاى مؤنّث آورده‌اند نه مثنّاى مذكر .
« وَ جَعَلْنا »
اين فعل گاهى به يك مفعول و گاهى به دو مفعول متعدّى مىشود ، در اين آيه اگر آن را متعدى به يك مفعول بدانيم در معناى آيه يكى از دو احتمال زير خواهد بود : 1 - هر موجودى زنده‌اى را از آب آفريده‌ايم . مثل قول خداوند :
وَ اللَّهُ خَلَقَ كُلَّ دَابَّةٍ مِنْ ماءٍ
؛ « خداوند هر جنبنده‌اى را از آب آفريد » ( نور / 45 ) . 2 - گويى هر موجود زنده‌اى را از آب آفريده‌ايم ، زيرا نياز مبرم به آب دارد و بر نبودن آن صبر ندارد ، مثل
خُلِقَ الْإِنْسانُ مِنْ عَجَلٍ
، « انسان از شتاب آفريده شده است » ( انبياء / 36 ) . و اگر دوم : ( متعدى به دو مفعول ) اراده شود معنايش اين است : هر مرد زنده‌اى را نيازمند به آب ساختيم . مثل قول پيامبر صلى اللَّه عليه و آله : ما انا من دد و لا الدد منّى . « 1 »

[ سوره الأنبياء ( 21 ) : آيات 31 تا 35 ]

وَ جَعَلْنا فِي الْأَرْضِ رَواسِيَ أَنْ تَمِيدَ بِهِمْ وَ جَعَلْنا فِيها فِجاجاً سُبُلاً لَعَلَّهُمْ يَهْتَدُونَ ( 31 ) وَ جَعَلْنَا السَّماءَ سَقْفاً مَحْفُوظاً وَ هُمْ عَنْ آياتِها مُعْرِضُونَ ( 32 ) وَ هُوَ الَّذِي خَلَقَ اللَّيْلَ وَ النَّهارَ وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ كُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ ( 33 ) وَ ما جَعَلْنا لِبَشَرٍ مِنْ قَبْلِكَ الْخُلْدَ أَ فَإِنْ مِتَّ فَهُمُ الْخالِدُونَ ( 34 ) كُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ وَ نَبْلُوكُمْ بِالشَّرِّ وَ الْخَيْرِ فِتْنَةً وَ إِلَيْنا تُرْجَعُونَ ( 35 )
هامش
( 1 ) - من از لهو و لعب نيستم و آن نيز از من نيست . ( يعنى نيازى به بازى ندارم ) .