تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 132

مساهمون:

ص١٣٢
است ؛ بعضى گفته‌اند : منظور دانشمندانى هستند كه از احوال ملّتهاى گذشته آگاهند . از حضرت على عليه السّلام نقل شده است كه فرمود : اهل ذكر ، ماييم .
لا يَأْكُلُونَ الطَّعامَ
؛ اين جمله صفت براى « جسد » است . منظور اين كه ما انبياى پيشين را هم بدنهايى بدون نياز به طعام قرار نداديم و چون از كلمهء « جسد » جنس اراده شده آن را مفرد آورده و گويى چنين گفته است : ( ما جعلناهم ذوى ضرب من الاجساد ؛ « ما پيامبران را داراى نوعى از بدنها ( كه غذا نخورند ) قرار نداديم » . و اين آيات ردّ قول كفّار است كه مىگفتند :
ما لِهذَا الرَّسُولِ يَأْكُلُ الطَّعامَ
؛ « اين چه پيامبرى است كه غذا مىخورد » ( فرقان / 24 )
وَ ما كانُوا خالِدِينَ
؛ و براى اين كه آنها را مورد وحى قرار دهيم از حالت بشريت خارجشان نساختيم ( كه فرشته و داراى عمر جاودانى باشند ) .
ثُمَّ صَدَقْناهُمُ الْوَعْدَ
؛ پس به وعده‌هايى كه به آنها داده بوديم عمل كرديم ، تقدير آيه « فى الوعد » است . مثل
وَ اخْتارَ مُوسى قَوْمَهُ
كه تقدير آن « من قومه » بوده است . « موسى هفتاد مرد از قوم خود برگزيد » ( اعراف / 155 ) و مثل قول عربها صدقنى سن بكره « 1 » ( تقدير آن « فى سنّ بكره » مىباشد ) و مثل صدقوهم القتال « 2 » ( كه در تقدير « فى القتال » مىباشد ) .
فَأَنْجَيْناهُمْ وَ مَنْ نَشاءُ
؛ پس ما پيامبران و كسانى از مؤمنان پيرو آنها را كه مىخواستيم ، از دشمنانشان نجات داديم .
هامش
( 1 ) - اين ضرب المثل براى شخص راستگو ، آورده مىشود و اشاره به داستانى است كه شخصى بچه شتر جوانى را مىخواست به عنوان شتر نر بفروشد به مشترى گفت اين جمل است مشترى قبول نكرد و گفت نه اين بكر است ، در همين حال ، شتر فرار كرد فروشنده صدا زد : هدع ، هدع ! و اين سخنى است كه بچّه شتر را به آن وسيله از فرار كردن متوقّف مىسازند . مشترى وقتى اين حرف را شنيد گفت : صدقنى سن بكره . بنا بر اين حرف من در بارهء سن بچه شتر درست است . لسان العرب مادهء صدق . ( 2 ) - در جنگ بر دشمنان سخت گرفتند . اى تصلبوا و اشتدّوا فيه . تصحيح استاد گرجى ، پاورقى ، ص 4 .
تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 132 | الشيخ الطبرسي / شادمهرى