فرموده اين است كه هر آيندهاى نزديك است ، اگر چه مدّت انتظارش طولانى باشد و آنچه به وجود آمده و منقرض شده ، دور است . از حضرت امير عليه السّلام نقل شده است :
انّ الدّنيا ولّت حذّاء و لم يبق منها الّا صبابة كصبابة الإناء
؛ « دنيا پشت كرد و بسرعت از دست رفت و چيزى از آن باقى نماند مگر باقى ماندهء اندكى . مثل باقيماندهاى از آب در ته ظرف » .
وَ هُمْ فِي غَفْلَةٍ مُعْرِضُونَ
؛ اين كه خداوند مردم را به غفلت توأم با اعراض توصيف فرموده به اين معناست كه آنان از محاسبهء اعمالشان غافل و بى خبرند و هيچ در عاقبت خود نمىانديشند ، و هر گاه به سبب آياتى كه بر آنها خوانده مىشود از خواب غفلت بيدار شوند از تفكّر و تدبّر و ايمان آوردن به آن اعراض مىكنند .
ما يَأْتِيهِمْ مِنْ ذِكْرٍ
؛ با اين جمله خداوند متعال اعراض مردم غافل از چيزهايى را كه موجب آگاهى آنان مىشود بيان كرده و فرموده است : خداوند پيوسته به آنها پند و اندرز مىدهد : پس از هر آيه آيهاى و پس از هر سوره سورهاى براى آگاهى آنها مىفرستند ، ولى آنها هر چه از اين آيات مىشنوند ، بيشتر به لهو و لعب مىپردازند .
وَ هُمْ يَلْعَبُونَ . . . لاهِيَةً قُلُوبُهُمْ
؛ . . . هر دو حال مترادف يا متداخلند .
الَّذِينَ ظَلَمُوا
؛ در موقعيت اعرابى اين جمله چند قول ذكر شده است :
1 - بدل از « واو » در فعل « اسرّوا » است تا به اين امر توجه شود كه اين مردم ، به دليل آنچه ( از انكار حقايق ) در دل نهادن دارند و با خودشان مخفيانهء ردّ و بدل مىكنند ، ستمكار مىباشند .
2 - طبق لغت كسانى كه گفتهاند : اكلونى البراغيث ( فاعل براى فعل « اسروا » است .
و « واو » حرف و علامت جمع است نه اسم و فاعل ) .
3 - مبتداست و خبر آن :
« أَسَرُّوا النَّجْوَى »
مىباشد كه مقدّم شده و به معناى : هؤلاء اسرّوا النجوى و بالغوا فى اخفائها مىباشد ، يعنى اين مردم در پنهان داشتن راز خود مبالغه كردند . و اسم ظاهر به جاى ضمير ( اسم اشاره ) آمده تا تأكيد باشد بر اين كه