« سحول » كه نوعى جامه به آنها نسبت داده مىشود از قراى يمن هستند . در حديث است :
كفن رسول صلى اللَّه عليه و آله فى ثوبين سحوليين
و روايت شده : حضوريين . « 1 » خداوند براى اين مردم پيامبرى به نام حنظله فرستاد . آنان او را به قتل رساندند و حق تعالى بختنصر را بر آنان مسلّط كرد . « 2 » هم چنان كه او را بر اهل بيت المقدس مسلط ساخت و آنها را بيچاره كرد .
ظاهر آيه دلالت بر كثرت مىكند و اين كه ابن عباس تنها شهر « حضور » را ذكر كرده ممكن است از اين بابت باشد كه يكى از شهرهايى كه در اين آيه مورد ارادهء خداوند است اين شهر بوده است .
فَلَمَّا أَحَسُّوا
؛ پس وقتى كه به سختى عذاب ما پى بردند و كيفر ما را مشاهده كردند ، از سرزمين خودشان گريختند . « ركض » اين است كه چهارپا ، با قدمهايش بر زمين بكوبد ( دويدن ) يعنى هنگامى كه مقدّمهء عذاب را ديدند از شهر خود فرار كردند و گريختند .
« لا تَرْكُضُوا »
: قبل از اين فعل ، قول مقدّر است ، يعنى به آنها گفته شد : فرار نكنيد .
گويندهء اين سخن ممكن است بعضى فرشتگان يا مؤمنين كه در آنجا بودهاند ، باشند .
وَ ارْجِعُوا إِلى ما أُتْرِفْتُمْ فِيهِ
؛ به زندگانى راحت و حالت پر از نعمتى كه داشتيد برگرديد ، منظور از « اتراف » زيادى نعمت و راحت و آسايش است .
لَعَلَّكُمْ تُسْئَلُونَ
؛ خداوند با اين جمله كفّار را مورد تمسخر قرار داده و در معناى آن چند وجه است :
1 - به سوى نعمتها و خانههاى خودتان برگرديد كه شايد فردا از آنچه برايتان
هامش
( 1 ) - پيامبر اكرم در دو جامهء ساخته سحول يا حضور كفن شد .
( 2 ) - آنها را كشت و كسانى كه فرار كردند دوباره فرشتگان آنها را برگرداندند تا بزرگ و كوچكشان كشته شدند و از آنها اسم و رسمى باقى نماند . خلاصه از ترجمهء مجمع البيان .