عمل آنها ، ظلم است .
هَلْ هذا إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ أَ فَتَأْتُونَ السِّحْرَ وَ أَنْتُمْ تُبْصِرُونَ
؛ تمام اين جملهها در محل نصب و بدل از « نجوا » مىباشد يعنى و اسرّوا هذا الحديث : اين حرفها را در دل داشتند و مخفيانه با هم مىگفتند . و جايز است كه متعلق به فعل مقدّر « قالوا » باشد ، يعنى چون آنها معتقد بودند كه رسول از طرف خدا بايد فرشته باشد و هر كس از آدميان كه ادّعاى رسالت كند و معجزه بياورد ، ساحر است و آنچه آورده سحر مىباشد ، از اين جهت گفتند : آيا به سراغ اين سحرها مىرويد در حالى كه سحر بودن آن را با چشم خود مشاهده مىكنيد ؟
قالَ رَبِّي يَعْلَمُ الْقَوْلَ
؛ پيامبر فرمود : پروردگارم گفتههاى آنها را مىداند و اين كه نفرمود : يعلم السّر ، به اين دليل است كه قول ، كلمهاى است عام و سر و جهر را فرا مىگيرد . پس ، در آگاهى از آن ، آگاهى از آشكار و نهان نهفته است .
وَ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ
؛ اين جمله بيان كنندهء معنايى است كه براى جملهء قبل گفته شد ، يعنى خدايى كه عالم به ذات خويش است و هيچ امر پنهانى بر او پوشيده نيست .
بَلْ قالُوا أَضْغاثُ أَحْلامٍ
؛ در اين آيه مخالفان ، از گفتهء خود كه اين قرآن ( و معجزات ) كه پيامبر آورده سحر است ، دست برداشته و گفتند : اينها آميختهاى از خواب و خيالها است و بعد گفتند : اينها سخنان دروغ و افتراست و سپس آن را ذوقيّات شاعرانه خواندند و اين حرفهاى مخالف يكديگر بدين سبب بود كه اصولا باطل متغيّر و اهل باطل متحيّر است و بر يك حرف ثابت نمىماند .
كَما أُرْسِلَ الْأَوَّلُونَ
؛ يعنى هم چنان كه پيامبران پيشين آيات و معجزات آوردند .
صحّت تشبيه در اين جمله به اين دليل است كه ارسال رسل و آوردن معجزات را در بر مىگيرد . از اين رو فرقى نيست بين ان كه بگوييم محمّد صلى اللَّه عليه و آله به پيامبرى فرستاده شده يا محمّد صلى اللَّه عليه و آله معجزه آورده است ( هر دو به يك معناست ) .