رسول مىباشد .
يَمْشُونَ فِي مَساكِنِهِمْ
؛ منظور آن است كه قريش در شهرهاى عاد و ثمود مىگشتند و آثار هلاكت آنها را مشاهده مىكردند
« إِنَّ فِي ذلِكَ »
بدرستى كه در اين امور براى صاحبان عقول عبرتهاست .
وَ لَوْ لا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِنْ رَبِّكَ
؛ مقصود ( از سخنى كه قبلا از ناحيهء پروردگار بيان شده ) وعدهء تأخير كيفر كافران به آخرت است .
« لَكانَ لِزاماً »
؛ ( اگر رعايت تأخير عذاب اين قوم نبود ) ايشان را هم مثل قوم عاد و ثمود هلاك مىكرديم . كلمهء « الزام » ؛ يا مصدر فعل لازم ( از باب مفاعله است ) كه به عنوان صفت به كار رفته و يا فعال به معناى مفعل است ، يعنى به فرض مذكور ، شدّت لزوم كيفر به حدّى است كه گويا ابزار آن ، حساب مىشود ، چنان كه گفتهاند : لزاز خصم : ( سر سختى دشمن ) .
وَ أَجَلٌ مُسَمًّى
؛ عطف بر « كلمة » است و مىتواند عطف بر ضمير « كان » باشد و در اين صورت معناى آيه چنين خواهد بود : اگر سخن گذشتهء پروردگارت نبود ، كيفرى دنيوى و اجل معيّن براى آنها لازم بود هم چنان كه براى عاد و ثمود لازم شد .
« بِحَمْدِ رَبِّكَ »
اين جمله در محلّ نصب و حال است ، يعنى در حالى كه تو پروردگارت را بستايى كه تو را بر تسبيح موفّق داشته و بر آن كمك كرده است . مراد از « تسبيح » نماز است يا همان معناى ظاهرش ( كه به زودى توضيح آن مىآيد ) .
قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ
؛ نماز صبح و قبل غروبها ، نماز ظهر و عصر مىباشد ، زيرا اين دو نماز در نصف آخر روز بين زوال خورشيد و غروب آن واقع مىشوند .
وَ مِنْ آناءِ اللَّيْلِ
؛ منظور ساعات شب است . ابن عبّاس مىگويد : مقصود تمام نمازهايى است كه شب خوانده مىشود . بعضى گفتهاند : قبل از غروب خورشيد ، نماز عصر و اطراف النّهار نماز ظهر است ، زيرا وقت آن زوال است يعنى طرف