أَزْواجاً مِنْهُمْ
؛ گروههايى از كافران را ( بهرهمند ساختيم ) اين كلمه ممكن است حال از ضمير در « ربه » باشد و « منهم » مفعول « متّعنا » و تقدير آيه اين باشد ؛ ( و لا تمدّن عينيك ) الى الذى متعنا به و هو اصناف بعضهم و ناسا منهم ؛ چشمانت را مدوز به آنچه بعضى از مردم را كه كفار هستند و بعضى از غير كفّار را به آن وسيله بهرهمند ساختيم .
در نصب كلمهء
« زَهْرَةَ الْحَياةِ »
چند وجه ذكر شده است :
الف : بنا بر ذمّ و از باب اختصاص است .
ب : فعل
« مَتَّعْنا »
به معناى اعطينا و خولنا ( بخشيديم ) مىباشد و اين كلمه مفعول دوم آن است .
ج : بدل از محلّ جار و مجرور « به » است .
د : بدل از « ازواجا » به تقدير « ذوى زهرة » زهره به معناى زينت و سرور است و با فتح « ه » نيز خوانده شده است « زهرة » مثل « جهرة و جهرة » است و ممكن است جمع زاهر و وصف براى اهل دنيا باشد به اين معنا كه دنيا داران ، با درخشندگى چهرهها و زيورهاى رنگارنگ در اثر نعمتهايى كه به آنها داده شده مايهء آرايش ظاهر و زرق و برق دنيا شدهاند .
« لِنَفْتِنَهُمْ »
ما به اين وسيله آنها را ( در دنيا ) بيازماييم ، يا در آخرت به سبب لذتهاى ( نامشروع دنيوى ) كيفرشان كنيم .
وَ رِزْقُ رَبِّكَ خَيْرٌ
؛ روزى پروردگارت كه در آخرت برايت ذخيره شده ، از آن بهتر و پايدارتر است ، يا نعمت نبوّت را كه به تو دادهايم از نعمتهاى ( دنيوى ) كه به آنها دادهايم ، بهتر است .
وَ أْمُرْ أَهْلَكَ
؛ خانوادهات را به اقامهء نماز امر كن و ( جملگى ) در تنگدستى از نماز كمك بگيريد .