تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 114

مساهمون:

ص١١٤
شده ، زيرا وسوسه به آدم ابلاغ شد ، مثل اسرّ اليه : راز را به او رسانيد .
« شَجَرَةِ الْخُلْدِ »
شجره را به خلد كه به معناى خلود و هميشگى است اضافه كرده زيرا به نظر شيطان هر كسى از آن گياه مىخورد در بهشت مخلّد مىشد .
« وَ طَفِقا »
طفق يفعل كذا مثل « جعل يفعل » و « اخذ يفعل » يعنى به انجام دادن كارى آغاز كرد ؛ « طفق » به معناى شروع در كار است و « كاد » به معناى نزديك شدن به كارى است و خبر هر دو ، فعل مضارع مىباشد .
يَخْصِفانِ عَلَيْهِما
؛ آدم و حوّا در بهشت براى پوشاندن عورتهايشان از برگ درخت انجير استفاده كردند .
وَ عَصى آدَمُ رَبَّهُ
؛ آدم با امر پروردگارش مخالفت كرد . معصيت به معناى مخالفت امر است چه واجب باشد و چه مستحبّ . « فغوى » آدم ، با خوردن از درخت ممنوع ، از ثوابى كه در مقابل اطاعت فرمان خدا استحقاق داشت ، و يا از آنچه با خوردن از آن درخت انتظار داشت نااميد ( محروم ) شد . براى اين معنا به شعر ذيل استشهاد مىشود .
فمن يلق خيرا يحمد الناس امره * و من يغو لا يعدم على الغىّ لائما « 1 »
ثُمَّ اجْتَباهُ رَبُّهُ
؛ پروردگار آدم وى را برگزيده و به خود نزديكش كرد . گفته مىشود : جبى الىّ كذا فاجتبيته ( فلانى به من نزديك شد پس من او را برگزيدم )
« فَتابَ عَلَيْهِ »
توبهء او را پذيرفت و هدايتش كرد كه به ياد خدا بيفتد بعضى گفته‌اند : يعنى خداوند
هامش
( 1 ) - هر كس به خيرى رسد ، مردم او را بستايند و هر كس محروم شود او را ملامت كنند . اين ترجمه از جلد 16 ، ص 82 . ترجمهء مجمع البيان ، گرفته شده امّا مؤلف كه در سورهء مريم آيهء 59 كلمهء « غىّ » را به معناى هر گونه شرّ ، و رشاد را هر گونه خبر دانسته ، به اين شعر استناد كرده و استاد گرجى در پاورقى ج 2 ، ص 401 پس از ذكر نام شاعر و بيت اول آن مىنويسد ، و المعنى : من يفعل خيرا يحمد الناس امره و من يعفو و يفعل الشرّ لا يعدم الدائم على فعله : هر كس كار خوب انجام دهد مردم ، كارش را بستايند و هر كس نااميد شود و كار بد انجام دهد ، سرزنش كنندگان او را ملامت كنند .