تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 113

مساهمون:

ص١١٣
سجده نكرد و بهتر آن است كه كلمهء « السّجود » به عنوان مفعول براى فعل « أبى » تقدير گرفته نشود ، بلكه تقدير آن چنين باشد : اظهر الآباء و توقّف : اظهار امتناع كرد و از اطاعت باز ايستاد .
فَلا يُخْرِجَنَّكُما
؛ اى آدم و حوّا مبادا شيطان به سبب بيرون راندن شما از بهشت شما را بدبخت كند .
« فَتَشْقى »
با اين كه آدم و حوّا هر دو از بهشت اخراج شدند و فعل اخراج به هر دو نسبت داده شده است ، علّت اين كه فعل « فتشقى » تنها به آدم نسبت داده شده اين است كه منظور از شقاوت در اين جا تعب و رنج در طلب قوت و غذا و زحمت كار است ( كه يكى از معانى شقاوت مىباشد » و اين امر هم تنها بر عهدهء مرد است . از سعيد بن جبير نقل شده است كه از طرف خداوند گاو نر سرخى براى آدم فرود آمد و او به وسيلهء آن گاو شخم مىكرد در حالى كه عرق از پيشانىاش مىريخت و اين همان رنج و زحمت مىباشد .
وَ أَنَّكَ لا تَظْمَؤُا فِيها
؛ « انّك » با فتح و كسر همزه خوانده شده است و دليل فتح آن اين است كه عطف بر
« أَلَّا تَجُوعَ »
و تقدير آن چنين است . و انّ لك أنّك لا تظمؤا ؛ يعنى و تو در اين مكان تشنه نمىشوى و امّا كسر آن بنا بر استيناف است . با توجه به اين كه خوراك و پوشاك و نوشاك ، همه از ضروريترين نيازهاى انسان مىباشد . خداوند وجود همهء آنها را در بهشت به آدم ياد آورى كرده و نيز بيان فرموده است كه استفادهء از اين نعمتها بدون وسيله و زحمتى كه اهل دنيا [ براى استفاده از نعمتها ] بدان نيازمندند ، امكان پذير است . علت اين كه خداوند وجود اين نعمتها را در بهشت با نفى و نقيض آنها كه گرسنگى و برهنگى و تشنگى و سوزش آفتاب است ذكر كرده اين است كه گوش آدم را با اين رنجها كه وى را از آنها بر حذر داشته آشنا سازد ، تا از هر چه سبب پيدايش اين گونه مشقّتها مىشود خود را بر حذر دارد .
فَوَسْوَسَ إِلَيْهِ الشَّيْطانُ
؛ شيطان آدم را وسوسه كرد . فعل « وسوس » به الى متعدى
تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 113 | الشيخ الطبرسي / شادمهرى