قدرت داد كه در خشكى و دريا به گردش بپردازيد ، چهارپايان را آفريد و در اختيارتان گذارد تا بتوانيد در خشكى سير كنيد ، و براى سير دريا هم بادها را فرستاد تا كشتيها را در جهات مختلف به راه اندازد » .
حَتَّى إِذا كُنْتُمْ فِي الْفُلْكِ
؛ اين جا خطاب را ويژه سواران دريايى قرار داده : هر گاه كه شما در كشتيها قرار گيريد .
وَ جَرَيْنَ بِهِمْ
؛ در اين جملهء ( التفات رعايت شده ) از خطاب به غيبت رفته ، و اين براى مبالغه است ، مثل اين كه حال دريانوردان را براى ديگران نقل مىكند تا ديگران از اين امر به حالت تعجّب در آيند ؛ و معنايش اين است : و كشتيها مردم را سير دهند .
بِرِيحٍ طَيِّبَةٍ
؛ نسيم ملايمى كه از آن لذّت مىبرند .
جاءَتْها رِيحٌ عاصِفٌ
؛ جواب براى « اذا » است : طوفان شديد و ترس آورى بر آن بوزد .
وَ جاءَهُمُ الْمَوْجُ مِنْ كُلِّ مَكانٍ
؛ از هر طرف ، موج آنها را فرا گرفت .
وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ أُحِيطَ بِهِمْ
؛ چنان گمان مىبرند كه موج آنها را احاطه كرده است . اين مثلى است براى هلاكت آنان .
دَعَوُا اللَّهَ
؛ بدل از فعل « ظنّوا » است چون دعايشان از لوازم گمان به هلاكتشان و مانند آن است ، و جملهء شرطيّهاى كه بعد از « حتّى » قرار دارد هدف سير را نشان مىدهد و گويا چنين فرموده است : خدا كسى است كه شما را سير مىدهد تا حوادثى از قبيل ، آمدن بادهاى سخت و تراكم امواج واقع شود و شما گمان كنيد كه هلاك مىشويد و آن گاه دست به دعا برداريد .
مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ
؛ « 1 » در اين حالت واقعا عقيدهء آنها خالص است و در توجه به خدا هيچ كس ديگر را شريك نمىسازند .
هامش
( 1 ) - در حالى كه عقيدهء خود را براى خدا خالص مىكنند - م .