تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 532

مساهمون:

ص٥٣٢
خَيْرٌ عِنْدَ رَبِّكَ ثَواباً وَ خَيْرٌ
؛ اجر و مزد ، و آرزويى كه متعلق به كارهاى نيك است ، ( از امور دنيا بهتر است ) زيرا صاحب اين اعمال در دنيا ، آرزوى پاداش الهى دارد ، و در آخرت به آن مىرسد .
وَ يَوْمَ نُسَيِّرُ
؛ اين فعل به صورت غايب مؤنّث « تسيّر » نيز قرائت شده است . سير دادن و به راه انداختن كوه‌ها ( در قيامت ) به اين طريق است كه آنها را از جايشان بركنند و در هوا پودر و پراكنده سازند و يا محو و نابودشان كنند . « بارزة » زمين در حالى است كه هيچ گياهى بر آن باقى نمانده است تا آن را بپوشاند .
وَ حَشَرْناهُمْ فَلَمْ نُغادِرْ
؛ همه را در توقفگاه قيامت گرد آوريم . « غادره و اغدره » آن را ترك كرد ، غدير هم به همين معنا مقدار آبى است كه سيل آن را به جا گذاشته است .
وَ عُرِضُوا عَلى رَبِّكَ صَفًّا
؛ در اين آيه حالت مردم روز قيامت به وضعيّت سربازان تشبيه شده است كه چنان رديف و منظم در جلو فرماندهء كل قوا قرار مىگيرند ، به طورى كه تمامشان يكپارچه ديده مىشوند .
لَقَدْ جِئْتُمُونا
؛ مقول قول است يعنى به آنها مىگوييم : اكنون ، شما را برانگيختيم هم چنان كه نخستين بار شما را به وجود آورده بوديم . بعضى گفته‌اند معناى عبارت ، اين است : به آنها مىگوييم اكنون برهنه و دست خالى نزد ما آمده‌ايم . « موعدا » يعنى وقتى كه براى تحقّق يافتن رستاخيز با زبان پيامبران وعده داده شده بوديد .
وَ وُضِعَ الْكِتابُ
؛ منظور از كتاب ، اسم جنس است ، يعنى نامه‌هاى اعمال .
يا وَيْلَتَنا
؛ هلاكت مخصوصى را كه از ميان هلاكتها نصيب آنان شده است ندا مىكنند .
صَغِيرَةً وَ لا كَبِيرَةً إِلَّا أَحْصاها
؛ مراد احاطه به جميع كارهاست يعنى اين نامه هيچ كوچك و بزرگى را فروگذار نكرده مگر اين كه تمامش را شمرده و ضبط كرده است .
تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 532 | الشيخ الطبرسي / شادمهرى