تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 527

مساهمون:

ص٥٢٧
نخست از خاك و سپس از نطفه آفريد ، و آن گاه مردى كامل و آراسته ساخت كافر شدى ؟ ( 37 ) امّا من : آن خداى يكتا پروردگارم مىباشد و هيچ كس را براى پروردگارم شريك نخواهم گرفت . ( 38 ) و چرا تو ، وقتى كه داخل باغت شدى نگفتى همه چيز به خواست خداست و بجز نيروى الهى نيرويى نيست ؟ اگر تو مرا از خود به مال و فرزند كمتر دانى . ( 39 ) اميد است كه پروردگارم بهتر از باغ تو ، به من بدهد ، و بر بوستان تو ، آتشى فرستد كه چون صبح شود باغت يكسره نابود و با خاك يكسان گردد . ( 40 ) يا بامدادان جوى آبش به زمين فرو رود و ديگر هرگز نتوانى آبى به دست آورى . ( 41 ) و موقعى كه ثمرات و ميوه‌هايش در احاطهء آفت قرار گرفت و نابود شد ، بامدادان از شدّت اندوه ، بر آنچه در آن باغ خرج كرده بود ، دست بر دست مىنهاد ، و در آن حال كه باغ و اشجارش منهدم شده بود ، مىگفت : اى كاش به پروردگارم هيچ گونه شرك نمىآوردم . ( 42 ) و بجز خدا هيچ گروهى نمىتوانست او را يارى كند و هرگز يارى نشد . ( 43 ) آن جا حكمفرمايى ويژهء خداست ، تنها او بهترين ثواب دهنده و بهترين عاقبت دهنده است . ( 44 )

تفسير :

بِالَّذِي خَلَقَكَ
؛ خدايى كه اصل تو را از خاك آفريد ، و چون اصلش از خاك است پس گويا خودش را از خاك آفريده است . «
ثُمَّ سَوَّاكَ
» تو را انسانى معتدل الخلقه كه بالغ و مرد شده‌اى قرار داد .
لكِنَّا هُوَ اللَّهُ رَبِّي
؛ در اصل لكن انا ، بوده و همزه‌اش حذف و حركتش به « نون » داده شده و چون دو نون جمع شده ، در يكديگر ادغام گرديده ، و « انا » ضمير شأن است ، يعنى الشّأن اللَّه ربى : حق اين است كه اللَّه پروردگار من است ، و جملهء «
اللَّهُ رَبِّي
» خبر « انا » مىباشد و عائد از جملهء خبريّه به مبتدا ، ضمير « ى » است و در حالت وصل با حذف الف : « لكنّ هو اللَّه . . . » و به اثبات آن در هر دو حالت : وصل و وقف نيز